یادی از کودکان کار ، عکس و گزارش از صبا واصفی

کمیته گزارشگران حقوق بشر - یاد دخترکان قالی‌باف در دخمه‌های تاریک و بی‌نور، آن­جا که موله می‌زنند زندگی را با مرگ خویش، همان‌جا که سرانگشتان ترد و ظریف­شان از زخم سوزن، سوراخ می‌شود و می‌سوزد ، کودکانی که با بیمه غریبه‌اند و با مزد قانونی ناآشنا، آنانی که استنشاق عطر شلاله­‌ی گیسوان­شان در چهارراه‌های پر ازدحام، اتفاق ساده‌ای است؛ برای عابران بی‌تبسم، آنانی که پشت نیمکت‌های بی‌جان نمی‌نویسند و هرگز نمی‌بینند که «بابا نان داد» و عکس دل‌های کوچک­شان را تنها در شیشه‌های بخار گرفته، می‌توان دید، گرامی باد!

همانانی که انگار رفتگر محله غم‌شان را می‌شناخت و می­‌دانست، دلتنگی‌هایشان ناتمام است؛ مثل مهربانی‌شان و برای همین، تکه نان کپک زده‌اش را با آن‌ها قسمت کرد.

1 نظرات:

ناشناس گفت...

سلام
مینویسم تا گریه نکنم از این همه بی وفایی..

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!