کمیته گزارشگران حقوق بشر - یاد دخترکان قالیباف در دخمههای تاریک و بینور، آنجا که موله میزنند زندگی را با مرگ خویش، همانجا که سرانگشتان ترد و ظریفشان از زخم سوزن، سوراخ میشود و میسوزد ، کودکانی که با بیمه غریبهاند و با مزد قانونی ناآشنا، آنانی که استنشاق عطر شلالهی گیسوانشان در چهارراههای پر ازدحام، اتفاق سادهای است؛ برای عابران بیتبسم، آنانی که پشت نیمکتهای بیجان نمینویسند و هرگز نمیبینند که «بابا نان داد» و عکس دلهای کوچکشان را تنها در شیشههای بخار گرفته، میتوان دید، گرامی باد!
همانانی که انگار رفتگر محله غمشان را میشناخت و میدانست، دلتنگیهایشان ناتمام است؛ مثل مهربانیشان و برای همین، تکه نان کپک زدهاش را با آنها قسمت کرد.

1 نظرات:
سلام
مینویسم تا گریه نکنم از این همه بی وفایی..
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!