با شما هستم !

ای رسول های وهم مکرر
قاصدانِ اهلِ فریب و مرگ
گوش بسپارید
با شما هستم
رگبارهای تندِ تیر و تگرگ با شما بیرق سیاهی هاست
افراشته بر عمارت بیداد داسید نشسته به گردن گُل آفرینش فاجعه در یاد سایه هایی منعکس در ذهن که جنس هزار ترس خاموشید میلاد مرثیه ای ممتد برای هر گلو که خروشید آهای با شما، با شما هستم قاصدان شهر یأس و سقوط با گلویی لبالبِ فریاد رسیده فصل شکستِ سکوت با من هزار پرچم عشق است بر فراز هر قله پابرجا در برابر این همه نفرت که تابیده بر سر رویاها با من چراغ و روشنی ها هست شعله های جاودانه ی نور سپاه صلح و ترانه و شوق که سر می رسد از ره دور من زنده ام، دیگر هراسی نیست که پیام آور قفس هستید می خوانم سرود رهایی را اگر چه بالهای مرا بستید آهای با شما، با شما هستم قاصدان شهر یأس و سقوط با گلویی لبالب فریاد رسیده فصل شکست سکوت پویان م. خرداد 1389

4 نظرات:

ناشناس گفت...

سلام
برگرداندن تصاوير آويخته بر ديوار، مسير تاريخ را دگرگون نمى كند.
دوست عزیز ما داریم دست روی دست می گذاریم
قضیه ما هم مانند قضیه اون گرگ و صاحب میش است....
به پاخیزید

ناشناس گفت...

درود دوست عزیز
اسلام سر و ته همین بوده
از صدر اسلام جنگ و خون و دروغ و قتل و فساد بوده تا الان...
بنابراین اسلام کلا رد هست و هر حکومت دینی دیگه ای هم که بیاد اتفاق خاصی نخواهد بود به جز ادامه ی همین امور
موسوی هم با این خط کج امامش که سابقه ی دست داشتن در قتل مخالفان و حتی فحاشی به تاریخ عظیم ایران رو داره هرگز در این حد نیست که بخواد کاری کنه
پیروز باشید

روبان سبز گفت...

سلام سمیرا جان
هیچی مواظب خودت باش
اومده بودم بگم بازم تولدت مبارک
روبان سبز

dariush گفت...

با درود به سارای گرامی

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود
کز آن، کشور آزاد و آباد بود
بزرگی، به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
شاد باشی و تندرست

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!