تعطیلی غرفه تبلیغاتی جمعیت دفاع

ظهر امروز 23/2/89 ماموران حراست نمایشگاه بین المللی کتاب با مراجعه به غرفه ی تبلیغاتی جمعیت دفاع اظهار داشتند که به دستور مدیر ستاد هماهنگی، غرفه را تخلیه و از نمایشگاه خارج شوید. با وجود پیگیری مسئولین جمعیت دفاع در واحد ها و بخش های مختلف نمایشگاه، نه تنها هیچ حکم کتبی ارائه نگردید بلکه هیچ مدرک و دلیلی برای این حکم صادره اعلام نشد وحتی حاضر به افشای نام نهادی که این حکم را صادر کرد نیز نشدند. با توجه به اینکه تهدید مأموران حراست مستقیما" متوجه اعضاء جمعیت دفاع بود؛ مسئولین غرفه مجبور به تخلیه غرفه و ترک نمایشگاه شدند. در نهایت ساعت 15 روز 23 اردیبهشت غرفه تعطیل گردید.

1 نظرات:

ناشناس گفت...

سلام
ديگرصداهاتان نمي آيد

زان سوي باروي ستبر ِ سخت ِ رازآلود

ديگرسخن برخامه ها و برزبانهاتان

در دير- شب- يلدا درين باروي ِ شهر ِ بند

يادآوربيداد ِ ذفته بر شمايان نيست.

فرياد ِ درد ِ مادر ِ يلدا

برزايش ِ خورشيدهاي نو گشوده ره

موج صداتان برفراز ِ شهر ِ بند، مي تابد

بيدادگررا نك توان ِ كشتن ِ خورشيد ِ تابان نيست.

شب را به روزآورد نش آنك،

سزد ازپشت ِ روزان را به شب برد ن

هرشبكه او برمي دمد شيپور ِ خاموشي

پژواك ِ صد آوا

ازهردوسوي رازگون باروي وهم آلود

مي آيد:

" بنگر! بسا خورشيد بارانا كه مي بيني

بس خيره پنداري كه يلدا تا ابد ماند

ديري است سرخيٌ ِ سحر ازاوج ِ شهر ِ بند مي تابد.

يا ازخيابانها و ميدانهاي اين سامان،

فشاند نور.

ديگرگذشته ست آنكه بتواني

شب را به جاي روز بنشاني

با اخگري كز هيمه گاه تو گرفتند اين شب افروزان

جز نور ِ اين خورشيد باران ها

نوري دگردرپهنه گيتي نمايان نيست.

به امید پیروزی

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!