
حضور میلاد در مجامع سیاسی و دانشجویی البته حضوری بود که از او شمای جوانی آزادیخواه و اصلاح طلب را به نمایش می گذاشت و هر چند به دلایلی تنی چند از اعضای انجمن های اسلامی دانشگاه تهران نسبت به ارتباطش با نهادهای امنیتی و ارائه گزارش از فعالیت های شورای عمومی و تهران دفتر تحکیم وحدت مشکوک بودند و حتی در روزهای منتهی به بازداشتش طی پروژه موسوم به سرکوبی براندازان سایبری دو تن از کارشناسان امنیتی قرارگاه ثار الله سعی کردند دوستان نزدیک میلاد را دچار تردید جدی کنند در این رابطه، اما هرگز قرینه ای از اطلاعات ارائه شده توسط وی به نیروهای امینتی بدست نیامد و حتی در روزهای پس از آغاز سال جدید به گفته یکی از زندانیان مورد ضرب و شتم شدید کارکنان بخش ۲- الف اندرزگاه یک قرار گرفته و به بهداری زندان اوین منتقل شده بود که این به خوبی نشان می داد همکاری او با نهادهای امنیتی تنها حربه ای جهت فاصله انداختن میان میلاد و همکارن سیاسی او بوده است تا انگیزه دوستان نزدیک او از پیگیری اخبار بازداشتش سلب شود و در صورت لزوم میلاد به تکه گوشتی زیر دندان بازجویان وابسته به وزارت اطلاعات و سپاه مبدل شود…!
البته در روزهای پیش از بازداشت، میلاد ابراهیمیان به دعوت تنی چند از اعضای جوان مجمع نیروهای خط امام به سازمان جوانان این تشکل اصلاح طلب پیوسته بود و در جریان فعالیت در مجمع، با یکی از اعضای جدید این تشکل نیز آشنا شد که علی رغم سابقه کمتر فعالیت در زمینه گزارش نقض حقوق بشر بیشتر از ابراهیمیان و سایر اعضای مجمع مورد حساسیت نهادهای امنیتی قرار گرفته بود… این دانشجوی جوان سمیرا نصیری نام داشت که در دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکز تحصیل می کرد و به دعوت یکی از همکلاسی های خود قدم به مجمع گذاشته بود. البته فعالیت سمیرا نصیری در انتشار اخبار زندانیان سیاسی و نقض حقوق آنان که عمدتا با نام مستعار سارا شمس و در وبلاگ رهروان راه اکبر انجام می شد تنها مشکل وی نبود؛ چرا که همراهی سمیرا نصیری با یکی از اساتید آن دانشکده که عضو هیئت رییسه مجلس نیز هست در جلسات خصوصی و دوستانه لابی مجلس و نیز در اتاق بازرگانی موجب شد تا به سفارش یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس فعالیت ها و ارتباطات او توسط وزارت اطلاعات تحت نظر گرفته شود و علاوه بر این، انتشار عکس خانم نصیری در نشریه امین جامعه متعلق به نیروی انتظامی به عنوان یکی از آشوبگران روز عاشورا و کد گذاری او با شماره ۴۱۱ نیز موجب شد تا دلیل کافی برای احضار همزمان وی به دو شعبه از دادگاه انقلاب اسلامی فراهم شود!
اینها در حالی به وقوع پیوست که احمد عسگری یکی دیگر از دوستان میلاد و سمیرا نصیری در اواسط بهمن ماه بازداشت شده بود و در چنین شرایطی بازداشت ابراهیمیان کمک می کرد تا نصیری بی سر و صدا توسط نیروهای امنیتی ربوده و در صورت لزوم تحت هر نوع فشار روحی و جسمی برای اخذ اعتراف قرار بگیرد، اما هوشیاری سمیرا نصیری و خودداری او از مراجعه به دادگاه انقلاب موجب شد تا از عصر شنبه پانزدهم بهمن ماه و در مرحله میانی بازداشت خبرنگاران و گزارشگران مرتبط با کانون مدافعان حقوق بشر، روند بازجویی فنی از میلاد نیز آغاز شود …!
البته خروج سریع سمیرا نصیری از کشور و شناخته شدن او توسط شبکه های رسانه ای مستقل در خارج از کشور به تدریج این هراس را میان کارشناسان امنیتی برانگیخته که در صورتی که نصیری اسنادی از جلسات لابی مجلس را از طریق رسانه های جهانی منتشر کند و پرده از فساد در راس نظام سیاسی بردارد تبعات آن برای نظام سیاسی ایران چگونه خواهد بود و از این رو از اواسط اردیبهشت ماه میلاد ابراهیمیان به دست تیمی از بازجویان آموزش دیده وزارت اطلاعات سپرده شده است که در پاییز سال گذشته نیز مسئولیت استخراج اطلاعات از جوانان ستاد ۸۸ را بر عهده داشتند و از آن بین نام مستعار * حاجی مجید * برای فعالین سیاسی شناخته شده تر است. این تیم بازجویی و اخذ اعتراف از میلاد ابراهیمیان را با دو هدف دنبال می کنند:
۱. وادار کردن او به اعتراف به ارتباط با مجاهدین خلق و همچنین جاسوسی مدافعان حقوق بشر و خبرنگارن هرانا برای آمریکا و اتباع اروپایی
۲. استخراج هر گونه اطلاعات از ابراهیمیان در مورد سمیرا نصیری و دوستان و مرتبطین او در نهادهای قضایی و امنیتی و پاکسازی رابطین نصیری
مطابق آخرین اخبار رسیده از بازداشتگاه اوین، در هفته گذشته میلاد ابراهیمیان به بخش واعظ منتقل شده است و با سمپاشی های انجام شده در خارج از زندان برخی از زندانیان حاضر در این بخش رفتاری نا پسند با وی در پیش گرفته اند. به این ترتیب و در شرایطی که خانواده میلاد ابراهیمیان نیز هر گونه ارتباط خود را با دوستان و حتی نامزد وی قطع کرده اند، ابراهیمیان هر لحظه متحمل فشار روانی افزون تری می شود و بازجویان شمارش معکوس برای شکسته شدن اراده او را آغاز کرده اند!!!
پی نوشت: این قصه پر غصه، هر چند تنها داستان تلخ این روزهای زندان اوین نیست؛ اما می تواند سرانجامی بسیار تلخ و دور از انتظار را برای میلاد ابراهیمیان رقم بزند… برای کسی که از اوایل دهه ۱۳۸۰ شمسی در غالب مجامع آزادیخواهانه پا به پای فعالین جنبش دانشجویی حضور داشت و تکاپوی او برای دفاع از انسانیت برای دوستانش در کانون مدافعان الگو بود…
منبع:
سایت ملی

0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!