مریم شربت دار قدس، همسر فیض الله عرب سرخی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد بازداشت و همچنان در بند است، شعری برای همسر خود سروده است.به گزارش نوروز، متن این سروده به شرح زیر است:
من دلم می خواست بسرایم برایت قصیده ای
به بلندای آفتاب عمرماندیدم چه کوتاهست ...همسرم ! آرام جانم !دل من خواست به تصویر کشمقصۀ عشق و دلدادگیماناما چه قاصربود قلم ...خواستم فریاد کنم غصۀ دوری و هجرانمانلکن درگلو شکست ...سرودم و رسم کردم و فریاد زدمنه برای من و توکه درونم غوغاستشورشی نا پیدا قلب دلتنگ مرا ، به تپش می داردو من از گوشۀ خلوتکده ام ، دیده ام بس عشاقکه اسیر ستم و مکر و دروغبینشان دیوارها ، میلۀ زندان هادیده ام هریک را ، با غزلواره ای از عشق و صفابه بلندای طلوع آفتابو چه زیبا دیدم عشق و شیدایی را به شکوه مهتابو شنیدم رازها ، از دل فریادها ، که گذر می کند ازفاصله ها...
من به چشمم دیدم عشق "مهرک" به "شهاب"و "سپهر" ی که چه بی رحمی ها ، به طفولیت خود تجربه کرد ...
من گواهی بودم اوج دلدادگی "مهسا" را ، با شکوه صبرشاز پس سیل جفا ، که فرو ریخته بر "مسعود" ش ...
اشکهایم بارید در غم هجر "حسین"که "پرستو" ی دلش ، بال وپر ریخته هر سو می رفتتا ز دلبند اسیرش خبری یافت شود ...
همه دیدند چه با عشق و محبت "ژیلا"همدل و همره یارش "بهمن"غم نوع بشر و محرومان آتشی افروخته ، در دل این دو غزال عاشق ...
آسمان دل من ابری شد آن زمانی که "کیان" نیز گریستو خدا شاهد بود صبر زیبای "فهیمه" ، دل پر دردش راکه چه آرام و متین ، "مرتضی" را غزلی خواند ز مهر ...
قلب من سخت فشرد ، دلم از غصه گرفتکه نگاه "حجت" ، از درون سلول بندها را کاوید ، تا به سلول "نفیسه" برسد ...
و دگر قصۀ من نیست فقط غزل عشق من و "فیض الله"که حکایت باقی است تا که دنیا فانی است ...

0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!