امروز پنجشنبه سوم ژوئن 2010 است.
ساعت هفت صبح به آن ها پیوستم و در کنارشان نشسته و در دردشان سهیم شدم.
با اقبال صحبت می کردم. از وضعیت بد پناهندگان می گفت و اینکه پرونده اش در یو ان آنکارا بسته شده است .
لیلا بر روی پتویی که بر زمین پهن کرده بود ، دراز کشیده و لباس سفیدی را بر روی خودش انداخته بود تا از آفتاب سوزان در امان نگاه دارد. دخترشان دریا با سنگ ها و بتون های ریز و درشت بر روی هم قلعه ای چیده بود و در حال بازی کردن بود.
در همین حین رئیس یو ان وان : آقای توماس ؛ همراه با مترجم و بادیگارد خود از یو ان خارج شد و نزد ما آمد. با او صحبت کرده و متذکر شدم که لیلا از فعالین حقوق زنان است.پرسید که آیا آذری هستند و من آن ها را یک زوج کرد معرفی کردم. به من گفت : پرونده آن ها در دست من نیست که من بتوانم کاری برایشان انجام دهم ولی از آن ها میخواهم تا به یو ان بیایند ، گزارشی می خواهم تا به آنکارا بفرستم.
لیلا و اقبال داخل رفتند و هنوز بیرون نیامده اند.
و دخترشان همچنان با خودش بازی می کند.
شماره تلفن یو ان وان در ترکیه:
شماره تلفن برای افرادی که در کشور ترکیه و در شهرهای دیگر هستند:
04322232192
شماره تلفن برای افرادی که در شهر وان هستند :
2232192
شماره تلفن برای کسانی که خارج از کشور ترکیه هستند:
00904322232192
از دوستانی که در توان دارند و همچنین از فعالین حقوق بشر و افرادی که در سازمان های رسیدگی به امور پناهندگان به کار مشغول هستند ، خواهشمندم با یو ان وان تماس گرفته و خواستار رسیدگی هرچه سریع تر به این موضوع شوند.
دریا!

دریا در حال ساختن قلعه و من نشسته بر روی پتو کنار لیلا!

لحظه ورود لیلا و اقبال به یو ان!

اقبال نشسته در گوشه ای و لیلا بر روی پتو دراز کشیده!

پناهدنگان ایرانی در حال انتظار جلوی درب یو ان!


1 نظرات:
salam azizam omidvaram hameye moshkelat zoodtar hal beshe ham baraye to va ham baraye hameye doostat
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!