۲۲ خرداد برای مبارزه علیه استبداد متحد و یکصدا می شویم؟؟

روز گذشته ، میرحسین موسوی و مهدی کروبی طی بیانیه اعلام کردند که مراسم سالگرد 22 خرداد به دلیل به خطر افتادن جان مردم برگزار نخواهد شد.
من دیگر در ایران نیستم و نمیخواهم بگویم که این کار آن ها یک کار نا به جا بوده است.
اما آیا این جنابان یک ماه قبل از این روز که بیانیه صادر می کردند و از مردم دعوت می کردند تا در این روز شرکت کنند و پس از آن هم درخواست مجوز کرده و همچنین اعلام کردند که در صورت نگرفتن مجوز به دلیل تظاهرات صلح آمیز ، این مراسم را برگزار خواهند کرد ؛ فکر این نبودند که جان مردم به خطر افتاد؟
که مردم زخمی، بازداشت و شکنجه خواهند شد؟
این جنبش یک جنبش خود جوش است و رهبریت خاصی ندارد.
نه اینکه بگوییم ، جنبشی که رهبر ندارد کاری از پیش نمی برد ، بلکه ایران به یک انقلاب دیگر نزدیک می شود.
روز عاشورا نیز مردم از کسی دستور نگرفتند اما با حضور میلیونی خود اعتراض خود را نشان دادند.
این مردم از همان روزهای اول، زخمی و کشته دادند و تعدادی به دار آویخته شدند و بسیاری از وطن آواره گشتند و بسیاری همچنان در زندان به سر می برند!
آیا جنابان موسوی و کروبی از این اتفاقات بی خبر هستند و نمی دانند که ملت مبارز ایران از جان خود می گذرند تا به آزادی برسند؟
برخی می گویند با احساسات خود تصمیم نگیرید.
من دیگر نیستم تا در جمع مردم حضور داشته باشم و از نزدیک شاهد مبارزه!
و تصمیم را به آنان که در ایرانند واگذار می کنم.
اما به شخصه اگر در ایران بودم برایم اهمیتی نداشت که چه کس فرمان می دهد. برای پاسداشت خون از دست رفته گان جنبش اعتراضی مردم، زخمی ها و اعدامی ها و زندانی های جنبش در این تظاهرات شرکت کرده و حقم را بار دیگر مطالبه می کردم. چرا که آزادی بها می خواهد.
و به جبهه باطل نشان میدادم که اگر ندا رفت ، خواهرش عقب نخواهد کشید ، و از جانش خواهد گذشت وهر چه قدر کشته و زخمی دهیم باز ثابت قدم تر خواهم شد.
جناب موسوی ، من هرگز به شما رای ندادم. چون با اصل رژیم اسلامی مخالف بوده و هستم.
چرا که میدانم اگر شما نیز جای احمدی نژاد را بگیرید رهبریت علی خامنه ای بر جای خود باقی می ماند و این فتنه ها که از جانب ایشان بر می خیزد ملت ایران را خواهد سوزاند. کما اینکه شما نیز تا به امروز در دادگاه مردمی و عادلانه به دلیل آنچه که بر جوانان میهن در سال های دهه ۶۰ روا داشتید، پاسخگو نبوده اید!
حداقل مثال برای دلیلش این است که بسیاری از مردم خواستار برکناری حجاب هستند ، اما با آمدن شما هیچ تغییری حاصل نخواهد شد.
چند سالی مردم سکوت خواهند کرد ، اما پس از آنکه دوباره مورد آزار گشت های منکرات قرار گرفتند باز حق خود را مطالبه خواهند کرد.
چرا که با آمدن شما عمالین رهبر به فساد خود ادامه خواهند داد.
ممکن است چند سالی از پیروزی کوچک خود شاد باشند اما باز کاسه صبرشان لبریز شده و درگیری ها ادامه پیدا خواهد کرد.
و هزار چرای دیگر!
مردم ایران به رئیس جمهوری که سبز اسلامی باشد و رهبری فاسد بالاتر از آن قرار داشته باشد نیازی ندارند. مردم ایران به یک رفراندوم آزاد و بدون تقلب نیازمندند تا حکومتی دمکرات را برقرار کنند.
مردم ایران به یک رهبر ثابت قدم نیاز دارند که به جای ادامه دادن راه خمینی ، راه آزادگان و خردمندان را پیش گیرد.

مردم مبارز ایران به مبارزه خود ادامه دهید هر چند که جانتان در خطر است. جان در برابر آرامش و آزادی سرزمین بی ارزش است...
اینگونه رفتن بهتر از با ذلت زندگی کردن و در خاموشی مردن است.
امید است به 22 خرداد. روزی سراسر شعار آزادی
زنده باد آزادی

1 نظرات:

ناشناس گفت...

سلامی بر تمام آزادیخواهان

رفتم از کوچه اندیشه برون سر شکنان خسته دل ،سوخته جان، با دل باور شکنان
نیست در گوهر پاکم خلل از کینه ولی دلم آشفته شد از غفلت گوهر شکنان
چه هنر بت شکنی تا بود آزر بتگر خود بخود بت نبود تا بود آزر شکنان
خبر مرغ قفس را به چمن خواهم برد گر گذشتم به سلامت زبر پر شکنان
بر در بسته میخانه به حسرت دیدم در دلم می‌شکند خنجر ساغر شکنان
خود نه خاری زدل خسته من کس نگرفت که شکستند پر رفتنم این پر شکنان
آخر ای خنجر مردم کش بیگانه پرست خوش نسشتی به تنم در شب خنجرشکنان
پاس ما مردم آزاده بدارید که ما تاج برداشته‌ایم از سر افسرشکنان

22 خرداد سبز خواهیم شد

سر به دار می دهیم تن به ذلت نمی دهیم

به امید آزادی

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!