این روزها را با دل شکسته، عصبانیت و خشم توامان گذراندیم... اعدامها بسیار سنگین بود و داغ از دست دادن فرزاد، شیرین، فرهاد، علی و مهدی بس سخت بر دلمان نشست. با نگاهی اجمالی به آنچه که گذشت دو نکته اهمیت بسزایی دارد که لازم است بسیار کوتاه به ان بپردازیم و توجه همگان را به آن جلب کنیم.
۱. همبستگی بسیار وسیع و سراسری همه ایرانیان در این ضایعه و اعتراض به این فاجعه.
۲. همکاری و همدلی یکپارچه اقشار مختلف از مردم کردستان اعم از احزاب و نهادهای سیاسی، مدنی، رسانه ای، اشخاص، مردم کوچه و بازار، کسبه، محصلین و دانشجویان.
در یکسال گذشته گلایه های بسیاری از ما از رسانه ها و نیروهایی که افکار عمومی را در ایران شکل میدهند و رهبران و رسانه هایی مخالف رژیم اسلامی نامیده میشوند در کوتاهی از اعتراض، انعکاس و رسانه ای کردن مسایل "مناطق حاشیه ای" ببار نشست و اینبار در اعدام چهار نفر کرد و یک شهروند شیرازی همه یکصدا بپاخاسته و اعتراض کردند، نوشتند، سرودند و نقشی از فاجعه رابه جهانیان نشان دادند. صدها تن از استادان ایرانی در اروپا و امریکا اعدامها را محکوم کردند، احزاب سیاسی ایرانی اعدامها را محکوم و دادگاهها را ناعادلانه خواندند و هزاران وبلاگ و کاربر در جهان مجازی با واکنشی سریع اعتراض و این فاجعه را محکوم کردند. در سایتهای اجتماعی بسیاری به شکل نمادین و برای همبستگی تصاویر خودرا با تصاویر اعدامیها تعویض کردند. نخبگان سیاسی و مدنی که پایشان به زندان رسیده بود و زمانی همبند با این عزیزان بودند با نوشتن خاطرات خود چهره انسانی آنها را به همه جهان نشان دادند. صدها و هزاران مطلب و مقاله نوشته شده از همدلی و همگرایی بی سابقه ای خبر میدهد که در دو سه دهه اخیر کمتر شاهد آن بوده ایم. تا آنجاییکه به مساله کرد بر میگردد، بعنوان فعالین مدنی و حقوق بشری کرد از همه کسانی که این همدلی را باعث و بانی بودند برسم قدردانی کردها از صمیم قلب سپاسگزار و قدردانیم. ما این امتحان را به خوبی گذراندیم، همدلی ما در اعتراض به اعدام فزارد کمانگر که خود پلی در میان همه انسان های آزادیخواه در ایران بود به راهنمای ما تبدیل خواهد شد و طبیعتن از این پس یک مرحله تازه را طی خواهیم کرد که همدلیها را بیشتر خوهد کرد...
لازمه یک جامعه آزاد وجود احزاب سیاسی و نهادهای مدنی است و بدون حزب سیاسی و نهادهای مدنی بطور جدی نمیتوان از جامعه دمکرات و آزاد صحبت کرد. و بوضوح میتوان اعلام کرد که کردستان پتانسیل کافی و مناسبی برای سازماندهی احزاب سیاسی و نهادهای مدنی را دارا می باشد. ولی کتمان هم نمیتوان کرد که نقش نهادهای مدنی در کردستان بدلایل مختلف از جمله سرکوب شدید در داخل و بی اعتمادی مفرط در خارج، بسیار کمرنگ و ضعیف است. ولی هنوز احزاب سیاسی سرپا هستند و نقش نسبی خود را در صحنه سیاسی کماکان ایفا می کنند. البته احزاب سیاسی کرد هم نقصهایی دارند که در این مجال نه امکان بررسی این کمبود و نقصها وجود دچار و نه هدف این بیانیه است. اما آن نکته ای که به این بیان بر می گردد تفرق و عدم هماهنگی این احزاب در فعالیتهای مشترک و همکاری در چارچوبهای خواسته های حداقلی است که تا کنون کردستان از آن رنج برده است. در این رابطه نه تنها در مناسبتهای مختلف بلکه همواره دلسوزان کرد به این عدم همکاریها اعتراض داشته و از رهبران سیاسی کرد خواستار همکاریهای مشترکشان شده اند.
ولی خوشبختانه در آستانه اعتصاب عمومی در کردستان احزاب کردی به خود آمده و با امضای بیانیه های مشترک و اعلام حمایت از اعتصاب سراسری در کردستان برای اولین بار در یک جبهه واحد برای رسیدن به نتیجه مطلوب تلاشی درخور را از خود نشان دادند. این همگرایی و همصدایی را باید قدردان بود و احزاب را همچنان ترغیب نمود که ابتکار اخیر را به عنوان آغازی جدید در نظر گرفته و به ادامه و گسترش این نوع همکاریها بپردازند. نتیجه مثبت این همکاری در سطح احزاب سیاسی و شخصیتهای فعال سیاسی و مدنی کرد در اعتصاب سراسری کردستان خود نشانه ای مثبت و الگویی میمون شد که بطور جدی مورد تحسین دوستان و دلسوزان آزادی در سراسر جهان گشته است.
تعداد زیادی از عزیزان ما هنوز در صف اعدامند و عده بی شماری به ناحق در زندان. برای رهایی از سایه شوم طنابها و آزادی بی قید و شرط آنان کاری سترگ و فعالیتهای جدی لازم است.
ما امضاکنندگان ضمن قدردانی از همه کسانی که در این همبستگی و همدلی سنگ تمام گذاشته اند از همه آنان و جریانات موثر دیگر در صحنه دمکراسی خواهی و حقوق انسانی میخواهیم تا همواره در گفتمان خود با اتکا به نقاط مشترک و تفاهم به همیاری ادامه داده و برای تهیه کارزاری مشترک اقدام عاجل نمایند.
0
نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!
انسانی فرهیخته ام .
شیفته آزادی ام و تاکید بر دفاع از حقوق بشر جزو برنامه های من است.
.......................................
درود بر تمامی هموطنان مبارز
این وبلاگ چهاردهمین وبلاگی است که پس از فیلتر شدن 13 وبلاگ قبلی ام ایجاد کرده ام و تنها برای زنده نگه داشتن یاد اکبر محمدی که در زندان اوین کشته شد نام وبلاگ را از رهروان راه کیانوش به رهروان راه اکبر.م تغییر دادم.
هدف من از وبلاگ نویسی ادامه دادن راه فعالین حقیقی سياسي و حقوق بشر است.
هرگز دست از مبارزه بر نخواهم داشت و تا زمانی که جان در بدن دارم، برای آزادی ایران تلاش خواهم کرد.
بیایید همه دست در دست هم،وطن عزیزمان را از دست این حکومت به ظاهر اسلامی و در باطن استبدادی نجات داده و برای آزادی تمام هموطنان سیاسیمان تلاش کنیم.
آدرس بعدی وبلاگ در صورت فیلتر شدن:
RahrovaneRaheAkbar-M15.blogspot.com
سارا شمس(سمیرا نصیری)
0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!