دولت ترکیه اعلام کرده است که روز دوشنبه "محمد تنگستانی" روزنامه نگار و شاعر توسط پلیس ترکیه به ایران دیپورت میشود. هنوز اطلاعات دقیقی از وضعیت پرونده ایشان در دسترس نیست اما با توجه به فعالیت های سیاسی او در ایران، فعالین حقوق بشر از این خبر ابراز نگرانی کرده اند. ایشان هماکنون در بازداشتگاه اینترپل در ترکیه بسر می برد.یکی از نوشته های محمد تنگستانی را که در وبلاگ شخصی اش چاپ شده، می توانید در زیر بخوانید:
آزادی را صدا نخواهم کرد ،چرا که آن را از دنیا طلب دارم
من یه جنوبی ام ،و امروز یکم ماه می سال ۲۰۱۰ میلادی ، چقدر خوب میشد که تا ۲۲ خرداد ماه هر روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ باشه و همین جور تا سالیان دراز ۲۲ خرداد هینجوری ادامه داشته باشه ، از وقتی که تمام پرنده هامو رها کردم و از خودم به شکلی نا مرئی فرارا کردم بشتر اوقات دلم عجیب برای دریا ،آب و مابقی مخلفاتش تنگ میشه ،واسه همین بود که امروز رفتم کنار اسکله ای که منو یه جورایی بعد از هزارن ساعت با گذشتن از تمام موجها و احتمالا طوفان ها و دریا زدگی ها ی حتمی ،یه جورایی شاید برسونه به شهر خودم.
یه قلاب ماهی گیری دستم گرفته بودم ، یه کاغذ ،یه صندلی برای نشستن ، یه کلا و عینک آفتابیم که هر زور درست درهمین ساعت رو چشم قرارش میدم. ،روی اون تیکه کاغذ نوشتم من یه صیاد خبیس ام با یه صندلی ،یه کلا و یه عینک که هر زو در همن ساعت رو چشمم قرارش میدم ،و در ادامه ذکر کردم لطفا به دام من نیوفتید موجودات بی ارزش ،چرا که نه من حاضرم شما رو بخورم و نه میلی دارم که بیخودی جون بی ارشتون رو وارد زندگیم کنم . خواهش میکنم از این قلاب دور بشید. .پاینش هم امضا کردم و نوشتم یه ماهی گیر خشن و بیرحم . حدود ۱۰ ساعتی نشستم و وقت برگشتن کلی غذا داشتم برای گربه ای که لذت دیدین خوابهای خوشم رو ازم گرفته،امید وارم که تا ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۹ به اندازه کافی غذا خورده باشه و عمرش به سر اومده باشه که بتونم برای نونا تولدی جانانه بگیرم .
یه ماهی گیر خشن و بیرحم
محمد تنگستانی
۱/ می /انکارا

4 نظرات:
سلام
رزم مشترک
همراه شو رفیق!
تنها
نمان به درد!
کین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمی شود!
دشوار زندگی
هرگز برای ما
بی رزم مشترک
آسان نمی شود!
تنها
نمان به درد!
همراه شو رفیق!
به امید پیروزی
مبوس جز لب معشوق و جام مي حافظ
كه دست زهد فروشان خطاست بوسيدن
زمن پرس فرسوده روزگار
كه بر سفره حسرت خورد روزه دار
چرا طفل يك روزه هوشش نبرد؟
كه در صنع ديدن چه بالغ چه خرد
محقق همان بيند اندر ابل
كه خوبرويان چين و چگل
سلام
از طرف هم دانشگاهيانت به خصوص كسي كه بهت دست بند دادش
به روي تيرك كوچه اگر چراغي نيست
بيا كه ما تن خود را بر آن بياويزم
.
مواظب خودت باش خانم زرنگ
دلم برات تنگ شده
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!