ضرب و شتم دانشجويان معترض توسط مزدوران حراستي

به گزارش خبرنگارآژانس ايران خبـــــــربعد از خروج احمدي نژاد ازسالن ابوريحان دانشگاه بهشتي ( ملي )، مامورين سركوبگر حراست به دانشجويان معترض حمله كرده و شروع به كتك زدن و ضرب و شتم آنها نمودند. جهت جلوگير ي از انتشار اخبار از شب قبل اينترنت خوابگاه دانشگاه بهشتي را قطع كرده بودند. به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبر دانشجويان شعار مرگ بر ديكتاتور و الله و اكبر و سرود ياردبستاني با جملات جديد سر دادند.

1 نظرات:

ناشناس گفت...

سلام
به شیرین،
به فرهاد،
به فرزاد،
به علی،
به مهدی.



انسان شیشه ای ی من
چشمان مضطربی داشت
گویا صدای شکستن را
پیوسته می شنید.

انسان شیشه ای ی من
آیینه ای صمیمی بود
در انتظار تصویری
از طراوت باران
اما همیشه گریان بود
و از تلاوت آیات جسم یک جنازه ی عریان
که از فراز رنج می آمد
تا عمق انهدام را بپیماید
در اشک و شک
مشایعتی می ساخت.
انسان شیشه ای ی من
با آن شقیقه ی سرخش
از برق اسلحه می ترسید
و از شقاوت چکمه

اما همیشه از شقایق آرام زمزمه
پر بود
و دوستی - که نسترنی بود - بارها
بر او پیچید.
انسان شیشه ای ی من
از کوچه های خلوت پر پیچک
آهسته می گذشت
در جستجوی آوازی که
در جسم پر جلال شب جاری بود:

" - اکنون برای هم آوازی
آواز دیگری خواهم یافت."


اما صدای تو: صدای بسته شدن
صدای فرسودن
صدای تنهایی
صدای خوردن سنگی
به قعر چاهی بود.

انسان شیشه ای ی من
در شهر آهن و آتش غریب بود:

" - ای عینک عظیم تماشا
اینک تمام شهر به تو می خندند؛
و قهقهه همه جا را گرفته است
مثل تشعشع مسموم بمب ها
زیرا رسالت بزرگ تو
تنها
دیدن
و از نهیب ناتوانی و تنهایی
در هم شکستن است.

انسان شیشه ای ی من
تنهاتر از سیاهی ی شب بود
تا آنکه نور بر او نازل شد
نوری که خود فراموشی
نوری که خود
شکستن و
رفتن
تا
عمق
سرد
خاموشی
بود

انسان شیشه ای ی من
در قتل عام شبانه
با سنگ سرخ شکنجه
شکست و
مرد !

به امید پیروزی

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!