سوال:
وقتي در اوج جنبش افرادي بودند كه رفتند مصاحبه كردند چطور بهاره مقامي نمي تونه مصاحبه كنه و شك همه رو برطرف كنه؟
اون داستان ليلا اون قدر شهواني است كه فقط از زبان بازجو هاي نا انسان مي تونه بر مياد. آيا شما باور مي كنيد زني مورد تجاوز جنسي قرار گرفته باشه و بعد بتونه همه جزئيات رو با آب و تاب تعريف كنه؟
آيا اين با عقل جور در مياد؟ اون جزياتي كه در نامه ليلا اومده چنان شهواني و مردانه است كه فقط مي تونه كار بازجوها باشه به قصد ترسوندن مردم.
پاسخ: -در جواب هم وطنی كه دردنامه لیلا را شهوانی می داند تنها می توانم ابراز تأسف بكنم. چرا كه این همان نگاه متجاوز است كه از دیدن رنج و درد یك انسان به لذتی شهوانی می رسد و دست به تجاوز می زند. من شخصاً معتقدم مردی با روح و روانی سالم امكان ندارد كه با دیدن زنی (یا مردی) دربند و در حال ناله و فغان لذت ببرد و بتواند برای ادامه این لذت تا حد تجاوز و شكنجه جنسی پیش رود. لیلا دختری ساده و جنوب شهری، با همان لهجه جنوب شهری خودش دردنامه ای را نوشته بود كه مرا و بسیاری دیگر را تكان داد. این شاید حتی اولین نوشته او بود. با این حال من همان طور كه در وبلاگم هم گفته بودم با انواع محدودیت ها و كمبود امكانات امكان بررسی و تحقیق صحت و سقم نامه ی او و دیگران را ندارم. به آنها قول داده ام كه صدایشان را و فریادشان را و دردشان را به گوش همه برسانم، دیگر قضاوت را به خود شما هم وطنان واگذار می كنم. اگر كسانی هستند كه امكان تحقیق و بررسی دارند با من تماس بگیرند تا با اجازه خود نویسندگان دردنامه ها آنها را به هم معرفی كنم.
سوال: جالب نيست همه اين دردنامه ها نزديك خرداد سر و كل شون پيدا مي شه؟ جالب نيست همه اينها از بلاگ هاي ناشناخته اولين بار پيدا مي شن؟ جالب نيست وبلاگ بهاره مقامي اولين بار موقعي شناخته مي شه كه ليلا (يعني نفر دوم) شناخته مي شه؟ بهاره مقامي تا قبل از اينكه بلاگش معرفي بشه ايميلي به كسي نداده بود. در نامه اش هم نبود. ليللا چطور بلاگ بهاره رو پيدا كرده؟ اون ماجراي هك هم بيشتر به مظلوم نمايي مي مونه براي واقعي تر كردن اين جريان. من شخصن نشنيده بودم بلاگر رو بشه هك كرد. بخصوص اون بلاگ بهاره كه معلوم بود كسي كه درستش كرده بيشتر از متوسط دانش مردم از html و تنظيمات بلاگ سر در مياره.
پاسخ: اگر وبلاگ مرا حرفه ای می دانید از شما متشكرم، لطف دارید. وبلاگ مظلوم من كه ۶ پست بیشتر نداشت و كمتر از یك ماه از تولدش می گذشت، فقط یك صفحه سیاه بود و یك پوستر برای عنوان بلاگ. هنوز حتی نتوانسته بودم نوشته های آنرا با سمت راست صفحه میزان كنم (به جای سمت چپ كه مخصوص نوشتار لاتین است). هم وطنان زیادی پیشنهاد كرده اند كه در راه اندازی یك وبلاگ جدید كمكم كنند كه استقبال می كنم و به محض بهبودی نسبی دوباره نوشتن آن را از سر خواهم گرفت. چرا نزدیك خرداد؟ نمی دانم، این یك اتفاق بود، روز ۱۲ فروردین، در اوج غم و غربت و تنهایی اینترنت شد سنگ صبور من. خودم هم هیچ فكر نمی كردم كه دردنامه ام به این وسعت منتشر شود و تا این حد از هم وطنانم پیام های محبت و حمایت دریافت كنم و در عمق افسردگی جانی دوباره بگیرم و به یك زندگی جدید برگردم. برای اطلاع خواننده ای كه سوال بالا را مطرح كرده باید بگویم كه به خیلی ها پیام فرستادم، از جمله همین سایت جهان زن، سایت خیلی از خبرگزاریهای رسمی از جمله صدای آمریكا، دویچه وله، بی بی سی، اكثر رادیو های ایرانی ، سایت فعالین سیاسی و خیلی دیگر. به همه گفتم كه صدای ما را به گوش جهانیان برسانید. گفتم كه درد ما را نگذارید كه برای هیچ بوده باشد، آنرا آنقدر تكثیر كنید تا جهان صدای توحش حاكم بر ایران امروز را بشنود. در خود سایت بالاترین و خیلی سایت های دیگر فراخوان من برای دعوت سایر قربانیان به نوشتن سرگذشتشان منتشر شد و تعداد زیادی از ایمیلهای آنان به دستم رسید كه قصد انتشار همه را دارم. وبلاگ من با انتشار دردنامه ام شناخته شد و پس از آن مورد استقبال گروهی از هم وطنان قرار گرفت. حال كه آنرا هك كرده اند نوشته هایم را برای گروهی كه در لیست ایمیلهایم هستند می فرستم تا در همه جا از جمله سایت بالاترین منتشر كنند.
سوال: كل جريان به اين مي مونه كه عده اي دارند اين دردنامه هاي قلابي رو رواج مي دن تا هم تمام ماجراي تجاوز ها رو بي اعتبار كنند و هم مردم رو بترسونند. آيا مثبت دادن در عين شك داشتن ارزش اين رو داره كه تمام دستاورد هاي جنبش رو زير سوال ببريد؟
پاسخ: من فكر می كنم كه بیان شكنجه ها و جنایات این حكومت سفاك نه تنها هم وطنان عزیز را نمی ترساند بلكه آنها را در مبارزه با ظلم این ظالمان راسخ تر و عزم آنان را جزم تر می كند. با این حال اگر اكثر هم وطنانم فكر می كنند كه سكوت و انكار بهتر از بیان حقایق و افشاگری است، من به احترام نظر آنان از این پس سكوت كامل اختیار می كنم. هنوز هم تعداد زیادی از سرگذشتهایی كه به دستم رسیده منتشر نشده است، پس اگر مایل به شنیدن این دردنامه ها نیستید لطفاً نظر خود را به اطلاع من برسانید. با تشكر از همكاری همه هم وطنان و به امید محاكمه شكنجه گران در ایرانی آزاد.
بهاره مقامی
اون داستان ليلا اون قدر شهواني است كه فقط از زبان بازجو هاي نا انسان مي تونه بر مياد. آيا شما باور مي كنيد زني مورد تجاوز جنسي قرار گرفته باشه و بعد بتونه همه جزئيات رو با آب و تاب تعريف كنه؟
آيا اين با عقل جور در مياد؟ اون جزياتي كه در نامه ليلا اومده چنان شهواني و مردانه است كه فقط مي تونه كار بازجوها باشه به قصد ترسوندن مردم.
پاسخ: -در جواب هم وطنی كه دردنامه لیلا را شهوانی می داند تنها می توانم ابراز تأسف بكنم. چرا كه این همان نگاه متجاوز است كه از دیدن رنج و درد یك انسان به لذتی شهوانی می رسد و دست به تجاوز می زند. من شخصاً معتقدم مردی با روح و روانی سالم امكان ندارد كه با دیدن زنی (یا مردی) دربند و در حال ناله و فغان لذت ببرد و بتواند برای ادامه این لذت تا حد تجاوز و شكنجه جنسی پیش رود. لیلا دختری ساده و جنوب شهری، با همان لهجه جنوب شهری خودش دردنامه ای را نوشته بود كه مرا و بسیاری دیگر را تكان داد. این شاید حتی اولین نوشته او بود. با این حال من همان طور كه در وبلاگم هم گفته بودم با انواع محدودیت ها و كمبود امكانات امكان بررسی و تحقیق صحت و سقم نامه ی او و دیگران را ندارم. به آنها قول داده ام كه صدایشان را و فریادشان را و دردشان را به گوش همه برسانم، دیگر قضاوت را به خود شما هم وطنان واگذار می كنم. اگر كسانی هستند كه امكان تحقیق و بررسی دارند با من تماس بگیرند تا با اجازه خود نویسندگان دردنامه ها آنها را به هم معرفی كنم.
سوال: جالب نيست همه اين دردنامه ها نزديك خرداد سر و كل شون پيدا مي شه؟ جالب نيست همه اينها از بلاگ هاي ناشناخته اولين بار پيدا مي شن؟ جالب نيست وبلاگ بهاره مقامي اولين بار موقعي شناخته مي شه كه ليلا (يعني نفر دوم) شناخته مي شه؟ بهاره مقامي تا قبل از اينكه بلاگش معرفي بشه ايميلي به كسي نداده بود. در نامه اش هم نبود. ليللا چطور بلاگ بهاره رو پيدا كرده؟ اون ماجراي هك هم بيشتر به مظلوم نمايي مي مونه براي واقعي تر كردن اين جريان. من شخصن نشنيده بودم بلاگر رو بشه هك كرد. بخصوص اون بلاگ بهاره كه معلوم بود كسي كه درستش كرده بيشتر از متوسط دانش مردم از html و تنظيمات بلاگ سر در مياره.
پاسخ: اگر وبلاگ مرا حرفه ای می دانید از شما متشكرم، لطف دارید. وبلاگ مظلوم من كه ۶ پست بیشتر نداشت و كمتر از یك ماه از تولدش می گذشت، فقط یك صفحه سیاه بود و یك پوستر برای عنوان بلاگ. هنوز حتی نتوانسته بودم نوشته های آنرا با سمت راست صفحه میزان كنم (به جای سمت چپ كه مخصوص نوشتار لاتین است). هم وطنان زیادی پیشنهاد كرده اند كه در راه اندازی یك وبلاگ جدید كمكم كنند كه استقبال می كنم و به محض بهبودی نسبی دوباره نوشتن آن را از سر خواهم گرفت. چرا نزدیك خرداد؟ نمی دانم، این یك اتفاق بود، روز ۱۲ فروردین، در اوج غم و غربت و تنهایی اینترنت شد سنگ صبور من. خودم هم هیچ فكر نمی كردم كه دردنامه ام به این وسعت منتشر شود و تا این حد از هم وطنانم پیام های محبت و حمایت دریافت كنم و در عمق افسردگی جانی دوباره بگیرم و به یك زندگی جدید برگردم. برای اطلاع خواننده ای كه سوال بالا را مطرح كرده باید بگویم كه به خیلی ها پیام فرستادم، از جمله همین سایت جهان زن، سایت خیلی از خبرگزاریهای رسمی از جمله صدای آمریكا، دویچه وله، بی بی سی، اكثر رادیو های ایرانی ، سایت فعالین سیاسی و خیلی دیگر. به همه گفتم كه صدای ما را به گوش جهانیان برسانید. گفتم كه درد ما را نگذارید كه برای هیچ بوده باشد، آنرا آنقدر تكثیر كنید تا جهان صدای توحش حاكم بر ایران امروز را بشنود. در خود سایت بالاترین و خیلی سایت های دیگر فراخوان من برای دعوت سایر قربانیان به نوشتن سرگذشتشان منتشر شد و تعداد زیادی از ایمیلهای آنان به دستم رسید كه قصد انتشار همه را دارم. وبلاگ من با انتشار دردنامه ام شناخته شد و پس از آن مورد استقبال گروهی از هم وطنان قرار گرفت. حال كه آنرا هك كرده اند نوشته هایم را برای گروهی كه در لیست ایمیلهایم هستند می فرستم تا در همه جا از جمله سایت بالاترین منتشر كنند.
سوال: كل جريان به اين مي مونه كه عده اي دارند اين دردنامه هاي قلابي رو رواج مي دن تا هم تمام ماجراي تجاوز ها رو بي اعتبار كنند و هم مردم رو بترسونند. آيا مثبت دادن در عين شك داشتن ارزش اين رو داره كه تمام دستاورد هاي جنبش رو زير سوال ببريد؟
پاسخ: من فكر می كنم كه بیان شكنجه ها و جنایات این حكومت سفاك نه تنها هم وطنان عزیز را نمی ترساند بلكه آنها را در مبارزه با ظلم این ظالمان راسخ تر و عزم آنان را جزم تر می كند. با این حال اگر اكثر هم وطنانم فكر می كنند كه سكوت و انكار بهتر از بیان حقایق و افشاگری است، من به احترام نظر آنان از این پس سكوت كامل اختیار می كنم. هنوز هم تعداد زیادی از سرگذشتهایی كه به دستم رسیده منتشر نشده است، پس اگر مایل به شنیدن این دردنامه ها نیستید لطفاً نظر خود را به اطلاع من برسانید. با تشكر از همكاری همه هم وطنان و به امید محاكمه شكنجه گران در ایرانی آزاد.
بهاره مقامی

0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!