مرگی غریبانه و ادعایی غیر قابل قبول : خودش مقصر بود، نباید زیاده روی می کرد!
صبح دوشنبه ۳۰ فروردین ماه در دانشگاه ایرانشهر خبر پیدا شدن جسدی آسیب دیده در کنار دکل مخابراتی دانشجویان را شوکه کرد. در دقایق آغازین یکی از معاونین دانشگاه کوشید با معرفی فرد فوت شده به عنوان کارگر تاسیسات دانشجویان گردآمده در محل را متفرق کند اما دانشجویان به سرعت جسد را شناسایی کردند: کیوان گودرزی دانشجوی ورودی 1385 رشته ریاضی این دانشگاه که به گفته همکلاسی ها به دلیل حضور و فعالیت در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی طی ماههای پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم به انحاء مختلف از سوی نیروهای امنیتی و بعضا ناشناس مورد فشار و تهدید جانی قرار گرفته بود.وی پس از ماهها قرار گرفتن تحت فشار نهادهای امنیتی به شکلی مرموز و با صورتی آسیب دیده جان باخته بود و هیچیک از شواهد موجود در محل اجازه نمی داد دانشجویان ادعای مسئولین دانشگاه در زمینه خودکشی کیوان را بپذیرند!
بهت و حیرت دانشجویان از مرگ نابهنگام کیوان با واکنش ها و حوادث روزهای بعد بشدت افزایش یافته است و در حالی که به گفته یکی از نزدیک ترین دوستانش، او شنبه شب در آخرین تماس با پسر عموی خود از احتمال کشته شدن خود خبر داده بود، واکنش نسبتا تند محمدی نماینده رهبری در این دانشگاه در برابر درخواست دانشجویان برای برگزاری مراسم ختم کیوان گودرزی با این استدلال که "گرفتن مراسم ختم برای کسی که خودکشی کرده (!) درست نیست" به شکلی ناباورانه نشان داد که بسیاری از مسئولین دانشگاه ایرانشهر در خصوص * خودکشی بودن این واقعه * کاملا توجیه هستند و هیچگونه ابهام و احتمالی حتی برای مرگ اتفاقی او متصور نیست!
بدین ترتیب به پیشنهاد تنی چند از دانشجویان تحصنی در دانشگاه شکل گرفت. عصر روز دوشنبه با مراجعه برادر کیوان به دانشگاه وی از سوی مسئولین دانشگاه و یکی از نیروهای امنیتی حاضر در محل تحت فشار قرار گرفت تا در گفتگو با دانشجویان پسر آنان را متقاعد کند که برادرش خودکشی کرده و با بیان این جمله که * برادرش مقصر بوده و نباید زیاده روی می کرده است* از دانشجویان خواست تا به تحصن خود خاتمه دهند. با این وجود سه شنبه نیز تحصن در دانشگاه ادامه یافت و سه شنبه شب نیز دانشجویان دختر این دانشگاه علی رغم هشدارهای مسئولان دانشگاه مبنی بر عدم برپایی مراسم سوگواری اقدام به نصب پارچه های سیاه در خوابگاه خود نموده و همچنین در محل قتل او تجمع کرده و شمع روشن کردند. تعدادی از دوستان او نیز توسط گوشی های موبایل اقدام به پخش قرآن نموده و به سوگواری پرداختند.
با اصرار شدید دانشجویان و ادامه تحصن برای درخواست برگزاری مراسم ختم کیوان چهارشنبه اول اردیبهشت محمد ملاشاهی، سجاد حسینی و شهرام طاقی برای ادای توضیحات در مورد اعتصابات به کمیته انضباطی فرا خوانده شدند و بالاخره عصر همان روز مسئولین زیر بار درخواست های بسیار زیاد دانشجویان رفتند و مراسم ختم کیوان گودرزی چهارشنبه ساعت 19:30 در مسجد دانشگاه ایرانشهر برگزار شد.
همچنین با انتقال پیکر کیوان به زادگاه وی شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه بامداد پنجشنبه دوم اردیبهشت ماه سه دستگاه ماشین پلاک قرمز و از جمله یک دستگاه پژو استیشن حامل جسد کیوان گودرزی به این شهر وارد شدند و علی رغم اصرار نزدیکان و اقوام کیوان برای توقف ماشین و تشییع پیکر وی بر روی دست، جسد او به سرعت به سردخانه مزار شهدای گیلانغرب منتقل گشت و با قفل شدن درب سردخانه توسط نیروهای امنیتی، تا ساعت نه صبح پنجشنبه جسد وی در سردخانه ماند. از روز چهارشنبه با فشار شدید مقامات امنیتی به خانواده و نزدیکان کیوان در این راستا که خویشاوندان و دوستان وی را در خصوص خودکشی کاملا توجیه کنند برخی از نزدیکان وی از حضور در مراسم بازماندند و علی رغم این مساله حضور خودجوش صدها تن از دانشجویان و فعالین سیاسی این شهرستان موجب شد تا خاکسپاری کیوان گودرزی علی رغم تدابیر و فشارهای سازمان یافته به شکلی باشکوه و نسبتا گسترده برگزار شود.
اکنون اگرچه پیکر کیوان گودرزی به خاک سپرده شده است، اما حوادثی که از عصر یکشنبه هفدهم خرداد ماه و در آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتی انتخابات سال گذشته با احضار وی به اداره اطلاعات ایرانشهر آغاز شد و تا آخرین تماس تلفنی وی با پسر عمویش تداوم یافت پرسشها و ابهامات بسیاری را در خصوص دلیل مرگ وی مطرح می سازد؛ چه اینکه طی ماههای پس از برگزاری انتخابات دهم نیز به گفته یکی از اقوام نزدیک او، کیوان در تماس با مادر و برادر خود از آنان می خواسته که اجازه دهند از دانشگاه صرف نظر کرده و به زادگاه خود باز گردد! عصر دوشنبه نیز در میان فشار بسیار شدید نیروهای امنیتی بر بهمن گودرزی برادر کیوان برای دعوت دانشجویان به آرامش، بیان جمله ای از سوی او ابهام دوستان کیوان را چندین برابر کرد. او گفت * برادرش مقصر بوده و نباید زیاده روی می کرده است * و از آنجا که این جمله یقینا جزء گفته های مسئولین امنیتی به وی بوده است، اکنون این سوال مطرح است که او در چه چیزی زیاده روی کرده بود؟! و صد البته می توان فهمید که سرنخ های مرگ کیوان گودرزی را باید در اداره اطلاعات ایرانشهر جستجو کرد و مطمئنا از دلیل احضارهای پیاپی و افسردگی و تشویش کیوان در روزهای آخر کسی به اندازه مسئولین امنیتی این شهرستان مطلع نیست!

0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!