بیانیه کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در رابطه با وضعیت وخیم و بحرانی آیت الله بروجردی

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران
برخی از نزدیکان روحانی سیدمحمدحسین بروجردی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از اعمال فشارهای جسمی و روحی بروی درزندان بروی خبردادند. این منابع کمپین گفتند که او درزندان از محرومیت ازبستری شدن در بیمارستان زندان رنج می برد و طی مدتی که در زندان به سر می برد دچارکاهش وزن شدیدی شده است:‌ «آقای بروجردی دچار ضعف و کاهش وزن شدید شده، به گونه ای که قادر به حفظ تعادل جسمی در هنگام ایستادن و راه رفتن نبوده، بارها به زمین خورده، صدمه دیده است، از جمله در تاریخهای ۱۰ اکتبر، ۱۲ اکتبر، ۱۷ نوامبر و ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹ (۱۸ مهر، ۲۰ مهر، ۲۶ آبان و ۳۰ آذر ۱۳۸۸) که چندین دقیقه نیز به حالت اغما رفت.»
منبع یاد شده همچنین گفت که این روحانی از بند انفرادی زندان مرکزی زندان مرکزی یزد به زندان منتقل شده و در تاریخ در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ ، ۲۲ آوریل ۲۰۱۰، در پی اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در زندان که با حمایت کلیه زندانیان مواجه شد، مورد ضرب و شتم مامورین قرار گرفت و به اتهام شورش و اغتشاش در زندان، به بند انفرادی منتقل شد ولی تا این ساعت، اطلاع بیشتری از وضعیت و محل نگهداری ایشان در دست نمی باشد:‌» ایشان در تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۸ (۳ آذر ۱۳۸۷) از زندان اوین به زندان مرکزی یزد تبعید شدند و در تاریخ ۱۹ اگوست ۲۰۰۹ (۲۸ مرداد ۱۳۸۸) به علت وخامت وضعیت جسمی ناشی از تزریق داروهای مشکوک، ضرب و شتم و اعتصاب غذا و ..... از بند انفرادی زندان مرکزی یزد به بند ویژه روحانیت زندان اوین منتقل گردید. این نکته حائز اهمیت است که طی مدت مذکور نه تنها در بیمارستان بستری نشدند بلکه اجازه مرخصی درمانی هم صادر نشد.
WWW.SEDAYEZAN.BLOGSPOT.COM

4 نظرات:

خط خطی نویس گفت...

سارای عزیز
ممنون از توجه شما
بله نام این شاعره ستودنی را در تیتر درج کرده بودم و با اشعارش کم و بیش آشنایی دارم
مانا باشید و استوار

زیتون گفت...

خداقوت ساراخانم

زهرا آزاد گفت...

سلام سارا جان
ممنون از توجه و حمایتت
شاد باشی

خط خطی نویس گفت...

درود
به سلامتی و میمنت تا اومدیم خانه جدید اتفاق عجیبی افتاد اونم اینکه وقتی وارد مدیریت وبلاگم (http://greenfingeres.persianblog.ir/ )میشم این پیغامومونشون میده "کاربر گرامی شما تاکنون وبلاگی نساختید"
حالا چه جوری میشه که هم وبلاگ ساختم که الان موجود هستش و هم نساختم که در مدیریت وبلاگم الان نیستش!!!این دیگه از اون چیزاست
به هرحال از روی اجبار رفتیم یک شماره بالاتر

متاسفم که به یک روحانی وارسته هم رحم نمیکنند

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!