جماران - تاسوعا - عاشورا - شهادت

درود بر همه هموطنان مبارز متاسفانه به دليل پايين آمدن پهناي باند اينترنت قادر به ورود به وبلاگ و خبر رساني نبودم. از صبح تاسوعا شروع مي كنم. راس ساعت 10 صبح در ميدان امام حسين حضور يافتيم . مردم به صورت پراكنده گرد هم مي آمدند اما سريعاً توسط نيروها پراكنده مي شدند . يك بار به بي آر تي حمله شد و يك خانم مسن را كه حدود 60 سال سن داشت زير باتوم گرفتند و يك پسر را از موهايش گرفته و مي كشيدند. چند خانم هم به داخل اتوبوس فرار كردند. درگيري ها گوشه و كنار ادامه داشت. به هركس كه مي رسيدم خبر مي دادم كه راس ساعت 6 در جماران باشد. به جماران رسيديم. درب ورودي حسينيه بسته شده و مردم پشت درب ايستاده و خواستار ورود بودند. با دوستانم كه در داخل حسينه بودند تماس گرفته و جوياي جريان شدم كه گفتند نيروهاي لباس شخصي وارد حسينيه شده اند و در را از داخل به روي مردم بسته اند. صداي شعار ها برخاست . الله اكبر طنين انداز شده بود . سرتا سر كوچه هاي جماران را جمعيت فرا گرفته بود . دوربين هايي كه از درب اصلي حسينيه آويزان شده بودند ، فلش می زدند!!
يك ساعت با شعارهاي مختلف و جديد گذشت. ناگهان جمعيت متشنج شده و هر كس به سويي مي گريخت. نيروهاي لباس شخصي با صورت هاي پوشيده در حالي كه چماق هاي بزرگ و برق به دست داشتند به جان مردم افتاده بودند. اين لباس شخصي ها عكس هاي چاپ شده بزرگي به دست داشتند. در دست يكي از آنان عكس خود را ديدم كه جلوي درب مقواي شعاري را به دست دارم. متوجه شدم كه دوربين ها عكس گرفته و آنها نيز عكس ها را چاپ كرده و در جمعيت به دنبال آنها مي گردند. فوراً به داخلب بيمارستان رفته و شالي را از كيفم در آورده و به حالت عربي به سرم بستم و چادري نيز بر سر كرده و ايستادم و رويم را گرفتم. آن وحشي به داخل بيمارستان آمد و با چماق به پاهاي مردم زده و فرياد زنان مي گفت گمشو بيرووون... درب آزامايشگاه باز بود .داخل شده و پشت ميزي پنهان شدم. نيم ساعتي گذشت. صداي شعارها شنيده مي شد و همچنين صداي برق باتوم هاي اين وحشيان!
از بيمارستان خارج شدم. و چادر را محكم به خود پيچيدم و راه افتادم به سمت پايين. مردم در كوچه ها به راه افتاده بودند و شعار مي دادند . در يكي از كوچه ها كناري ايستادم. جلوي درب ورودي مسجد حدود 50 نفر زن و مرد ايستاده و در حال شعار دادن بر عليه موسوي بودند و مدام مي گفتند مرگ بر موسوي و مرگ بر ضد ولايت فقيه. 50 متر جلوتر از آنان گروه طرفدار موسوي گرد هم آمده و شعار هاي يا حسن ميرحسين سر مي دادند . انتهاي جمعيت اين گروه مشخص نبود.
پس از خروج از منطقه نياوران به دار الزهرا رفتيم. و قسم مي خورم كه تا به حال به عمرم اين همه بسيجي يكجا نديده بودم!!!
هر چه قدر نيروي بسيج بود آنجا ريخته بودند و درب ورودي دار الزهرا را نيز از داخل بسته بودند . يكي از دوستانم كه داخل بود با من تماس گرفته و گفت راس ساعت 5 بعد از ظهر درب بسته شد تا نيروها نتوانند داخل شوند. بسيجي ها دسته سينه زني به راه انداخته و روضه مي خواندند. حالت تهوع شديدي به من دست داده بود. تحمل ديده چهره هاي تهوع آور آنان را نداشتم. نمي دانم آيا چهره تمامي حرام زاده ها تهوع آو/ر است يا نه !!!!!
آن شب نجات يافتم .
صبح روز بعد راس ساعت 10 از ميدان امام حسين شروع به تظاهرات كرديم. رفته رفته جمعيه زياد شد تا جايي كه ابتدا و انتهاي جمعيت مشخص نبود. گاز اشك آور تمامي كوچه ها و خيابان ها را پر كرده بود . به كمك مردم سطل هاي زباله را آتش زده و صورت هايمان را روي آتش مي گرفتيم تا آثار گاز اشك آور از بين برود. مردم با سنگ از خود دفاع مي كردند . در چند جايي موتورهاي نيروها را گرفته و به آتش كشيدند . مردم باتوم هاي سربازان فراري را در دست گرفته و فرياد مي زدند : زنده باد آزادي.
در زير پل حافظ مردم نيروها را فراري داده و ماشين يگان را گرفته بودند . يك نفر داخل ماشين شده و چند سپر و باتوم و كلاه و يك هفتير از آن خارج كرده و به مردم داد. همه از ماشين دور شدند و ماشين را با فندك من به آتش كشيدند. كمي بعد ماشين منفجر شد و صداي شادي مردم برخاست. فيلم هاي به آتش كشيده شدن ماشين يگان:
http://www.4shared.com/file/186455289/a585414a/1_online.html http://www.4shared.com/file/186455324/2019bf4a/1__3_.html http://www.4shared.com/file/186455417/9772abb6/1__2_.html
عکس ها:
http://www.box.net/shared/bvf48ebcld

http://www.box.net/shared/2bix1vd0er

http://www.box.net/shared/0st4cdu4o1

http://www.box.net/shared/hpzj4avlkt

http://www.box.net/shared/00se89hffx

http://www.box.net/shared/a5ylkyq60a

http://www.box.net/shared/v957rcfrse

http://www.box.net/shared/cyvk5brs67

http://www.box.net/shared/fsqlugi6j8

http://www.box.net/shared/sog8qtu4eg

http://www.box.net/shared/1yurq672o7

http://www.box.net/shared/1ndy2qc3sl

http://www.box.net/shared/koqix51td3

http://www.box.net/shared/v8kzpkurfn

http://www.box.net/shared/u2e7mk1pxn

http://www.box.net/shared/r4kv5vgi5z

http://www.box.net/shared/nht9zxiquy

http://www.box.net/shared/qo8cu4xlkk

خبر رسيد كه تظاهرات سراسري شده و در ميدان محسني - ميدان ونك و مطهري و يوسف آباد نيز در حال پراكنده كردن مردم هستند. به يوسف آباد آمدم . مردم در خيابان راه افتاده و فرياد مي زدند : مردم يوسف آباد- حمايت - حمايت.
همه مردم در حافظ با هم قرار گذاشتند كه راس ساعت 8 در ميدان محسني با هم شام غريبان بگيرند.
ساعت 8 شب بود. ماشين هاي يگان و نيروهاي لباس شخصي سرتاسر ميدان محسني را در دست گرفته بودند . مردم به داخل فرعي ها رفته و جلوي درب منازل ايستادند. تابلوهاي راهنمايي و رانندگي را كنده و براي دفاع در برابر نيروها در دست گرقتند . صداي تير اندازي مي آمد. چندباري به داخل كوچه ها ريخته و به دنبال مردم گذاشتند. سر هر كوچه آتشي بر پا شده بود و دودش با دود گازهاي اشك آور در هم آميخته بود.
صداي شعارهاي مردم سرتا سر كوچه ها را پر كرده بود . رانندگان ماشين ها دستشان را روي بوق گذاشته بودند و سرهايشان را از ماشين بيرون آورده و همراه با مردم شعار مي دادند.
اين جريان تا ساعت 12 ادامه داشت و مردمي كه به داخل خانه ها فرار مي كردند بر بالاي پشت بام رفته و دوباره شعار سر مي دادند تا اينكه برخي از كوچه ها توسط بسيج بسته شد و حتي به بازرسي ماشين ها نيز پرداختند.
ساعت 12 به سمت بيمارستان ابن سينا به راه افتادم. خيابان ها پر بود از شيشه هاي شكسته شده ماشين هايي كه توسط نيروهاي شكسته شده بودند . قدم به قدم نيرو ايستاده بود.
به بيمارستان رسيديم. فوج فوج نيروها خيابان را پر كرده بودند. نتوانستم از ماشين پياده شوم. با خبر شدم كه جنازه علي موسوي از بيمارستان منتقل شده و خود مهندس نيز از مكان برده شدن وي اطلاعي ندارد.
پو اما از اصفهان:
اصفهان از صبح ساعت 10 شروع شده و تا ساعت 2 نيمه شب ادامه يافت. ديروز دوشنبه نيز مردم اصفهان تا نيمه هاي شب در خيابن ها بودند و همچنين مردم تهران در هفت تير و وليعصر و صداقيه به تظاهرات پرداختند.
بازداشت شدگان:
سجاد خداكرمي یکی از کسانی که د ستاد موسوی بوده است ، روز عاشورا توسط نيروهاي يگان بازداشت شد.
نوشين عبادي خواهر شيرين عبادي شب گذشته بازداشت شد .
شیوا نظر آهاری نیز در تماسی که با خانواده اش داشته ، گفته است که در اوین به سر می برد.
عمادالدین باقي يكي از برترين كساني كه در زمينه حقوق بشر فعاليت دارد امروز صبح بازداشت شد.
خبر بازداشت كروبي نيز امروز صبح توسط صداي آمريكا انتشار يافت اما در تماسي كه با دوستان حزب اعتماد ملي داشتم خبر تكذيب شد.
در صورتي كه يكي از سران چنبش سبز يا كروبي بازداشت شوند...
همه با هم گرد هم مي آييم در انقلاب و آزادي
زنده باد آزادي
فیلم های جماران
فیلم ها و عکس های دیگری نیز هست. در اسرع وقت آنها را نیز آپلود می کنم.

4 نظرات:

مازیار گفت...

درود به شما و همه ی مردم آزادی خواه و دلیر ایران ...

ژنرال شکست خورده گفت...

وطن امروز اسیر دوسه تن بی وطن است

انهدام وطن از نکبت این چند تن است

این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه

این یکی مرده خور و آن دگری گور کن است

آن شده پیشنماز چمن دانشگاه

و اقعا قصه ی او قصه خر در چمن است

عطش قاضی اسلام بنازم که چنین

تشنه خون جوان و بچه ومرد وزن است

حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند

که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است

هیات حاکم ما هیات خیرات خوری ست

هیات دولت ما هیات زنجیر زن است

تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیه خوان

همه جا قتل حسین و حسن است

روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است

عجبی نیست اگر مرده ما بی کفن است

می زند خون جوانان وطن موج هنوز

این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است

یهدا گفت...

سلام ساراجان
مطلبت و به طور کامل خوندم
بابا خیلی شجاعی، من و با خودت ببر!
عکسها و فیلمهارو که گذاشتی خبر بده ببینم.
مرسی عزیزم

یهدا گفت...

ممنون سارای عزیز
فیلم ها رو گرفتم
به همین ایمیلی که تو قسمت نمایه ات گذاشتی پیام می دم
ایمیل من هم توی نمایه ام هست.
متشکرم.

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!