جنبش دانشجویی در ایران
باید ها و نباید ها:
اگر جنبش دانشجویی را در ساده ترین تعریف ، حرکت ، روند و جریانی بدانیم که در طی آن جنبش ، دانشجو ، خود ، رهبری را بر عهده گرفته و در جریان آن سعی می کند تا به مهندسی اجتماعی دست زده و یا تحولاتی را کا احیاناً مطلوب می داند ، در جامعه نهادینه سازد ، در خصوص این حرکت نکات خاصی به ذهن میرسد که توجه به آن می تواند در چگونگی حرکت این جنبش و تاثیرات ناشی از آن مثمر ثمر واقع شود. جنبش دانشجویی ایران در صورت سرلوحه قرار دادن آن ها می تواند در جریان حرکت خود ثمربخشی بیشتری داشته باشد و ایران در حال گذار را به سمت و سوی مطلوب تری هدایت نماید.این گزاره ها به شرح ذیل می باشند:
جنبش دانشجویی باید عدالت جو باشد؛
خصیصه عدالت جویی خصیصه ایست که با روحیه جوان سازگار بوده و اساساً این جوانان هستند که همواره خواهان عدالت و وجود آن در جامعه می شوند. البته جست و جوی عدالت صرفاً نباید در چارچوب منافع قشر دانشجو صورت پذیرد. تبعیض ها ، نابرابری های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی در هرکجا که باشند باید از سوی دانشجو مورد نقد قرار گرفته و راجع به آن هشدار داده شود.
جنبش دانشجویی که به دنبال عدالت نبوده و تنها در صدد پیدا کردن نقش خود در بدنه حکومت باشد ، نا گفته پیداست که جنبشی است آفت زده که نمی تواند نام جنبش را بر خود به یدک بکشاند. چرا که لازمه یک حرکت اصلاحی ، بیرون مانده از گود و در عین حال نقد قدرت بدون آلوده شدن به آن می باشد و از این حیث جنبش دانشجویی باید جریانی باشد که تنها خواهان توزیع عادلانه عناصر مطلوب و کمیابی مانند قدرت ، منزلت ، ثروت و امکانات در جامعه است و نه به دنبال غصب آن.
جنبش دانشجویی ایران باید روحیه استکبار ستیزی خود را فراموش نکند؛
نگاهی به آغاز و چگونگی شروع جنبش دانشجویی در ایران و نقطه عطف 16 آذر 1332 نشان می دهد که این حرکت در واکنش به استکبار جهانی به میدان آمد. سفر نیکسون معاون رئیس جمهوری وقت آمریکا به ایران باعث شد که دانشجویان ایران با تقدیم 3 شهید در برابر استکبار موضع گیرند و فریاد مخالفت خود را به گوش رژیم برسانند و در عین حال این نکته را نهادینه سازند که جنبش دانشجویی در برابر استکبار و مظاهر آن سر فرود نخواهد آورد. این روند در ادوار بعدی و به خصوص در جریان انقلاب و جنگ تکرار شد و اینک جنبش دانشجویی جهت اثبات حقانیّت خود باید این خصیصه را حفظ نموده و عملاً بدان پایبند باشد.
حرکات جنبش دانشجویی نباید در حد مانورهای سیاسی محدود بماند؛
یکی از آفات هر حرکت و جنبش را می توان سیاست زدگی و صرف سیاسی ماندن آن دانست. البته گوشه ای از این جریان شاید برایندی از سیاست زدگی در جامعه ایران باشد. اما همه چیز را با چوب سیاست راندن آفتی است که جنبش دانشجویی در مسیر خود باید از آن جداً دوری جوید. دانشگاه بیش از آنکه نهادی سیاسی باشد ، نهادی فرهنگی است که می بایست به تولید فکر و اندیشه در جامعه پرداخته و در حلّ معضلات فرهنگی کشور کوشش نماید و حتی به ارائه راه حل برای مشکلات اقتصادی و اجتماعی مبادرت ورزد. بر این اساس جنبش دانشجویی اگر صرفاً به مسائل سیاسی بپردازد دچار آفتی خطرناک خواهد شد که لازم خواهد بود تمام نیروی خود را برای برون رفت از این وضعیت بسیج نماید.
جنبش دانشجویی باید خصیصه سیّال بودن خود را مدّ نظر قرار دهد؛
جنبش دانشجویی دارای خاصیّت سیّالیّت می باشد. که این وضعیت در مجموع یک حسن و یک عیب عمده را برای این حرکت به ارمغان می آورد. حسن سیّال بودن جنبش دانشجویی این است که باعث می شود این جنبش و جریان همواره جوان بماند و عیب این روند این است که باعث می شود این جنبش هم گاه بتواند از تجربیات اعضای خود به خوبی استفاده کند و چه بسا مجبور به تکرار یک تجربه بارها و بارها در طول حیات خود شود.
جنبش دانشجویی باید تنوع و تکثر را در درون خود پذیرا گردد.
جنبش دانشجویی باید از تبدیل شدن به حزب خود داری کند.
جنبش دانشجویی و دانشجویان نباید رسالت اصلی خود را فراموش کنند.
رضا جلالی - گفتمان سیاسی، نشریه رویش نو

0 نظرات:
ارسال یک نظر
نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!