ماجراهای احمدی...

احمدي نگو بلا بگو
دشمن جون ما بگو
اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه
نه محسن و نه كروبي، نه ميرحسين موسوي
هيچكی باهاش رفيق نبود
با اين همه سرمايه
گند زده بود از پايه
موسوي گفت: ـ احمدي مي آي قاطي آدما؟
ـ نه نمي‌يام، نه نمي‌يام
ـ‌خودتو مي‌خواي اصلاح كني؟
ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام
كروبي گفت: ـ مي‌خواي يه كم تغيير كني؟
ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام
رضايي گفت: ـ‌اخلاقتو خوب مي‌كني؟ ـ نه نه نه، نمي‌كنم

3 نظرات:

Unknown گفت...

دوست گرامی وبلاگ حقایق فیلتر شده و در نتیجه آدرس آنرا عوض کردم لطفا" لینک را تصحیح کنید:
http://beedare2000-1.blogspot.com/
نوشین

Unknown گفت...

دوست گرامی وبلاگ من حقایق فیلتر شده اگر لینکم کرده بودی لینک را تصحیح کن ممنون از لطفت

خزان دل گفت...

یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل به کلافی بفروشیم و خریداری نیست!!!

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!