تجمع اعتراضی دانشجويان دانشگاه دامغان

شنبه ، 17 اسفند 1387
در پی برگزاری اردوی کوهنوردی توسط دانشگاه علوم پايه دامغان با اتوبوس بين شهری بنز که در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از آنها استفاده می شود که بار ديگر حادثه آفريد ولاستيک اين اتوبوس در جاده های کوهستانی پر خطر دچار ترکيدگی شد که البته و خوشبختانه به خير گذشت و تلفاتی بر جای نگذاشت جمعی از دانشجويان دانشگاه علوم پايه دامغان از ساعت ۸ ديشب تحصنی را در صحن دانشگاه آغاز کردند وخاستار پاسخگويی شخص رييس دانشگاه شدند. که با مخالفت معاونين و مديران دانشگاه ای خواسته بر آورده نشداز اين رو دانشجويان با ادامه ی تحصن در مسجد بار ديگر بر خواسته ی خود پای فشاری کردند و شب تا صبح در مسجد به تحصن خود ادامه دادندتعداد دانشجويان متحصن در دانشگاه حدود ۱۰۰ نفر بوده که پيش بينی می شود امروز بر تعداد آنها افزوده شودلازم به ذکر است اين حادثه برای سومين با است که در دانشگاه رخ می دهددر ۳۰ آذر ۸۶ ودر پی برگزاری اردوی زيارتی قم حادثه ی ناگواری رخ داد که هنوز دانشگاه را در جو خاصی قرار داده در اين حادثه به دليل عدم رعايت قوانين توسط رانندگانی که به رانندگان پر خطر در دامغان معروف بودندتصادفی در ۲۰ کيلومتری دامغان رخ داد که منجر به کشته شدن ۷ تن از دانشجويان دختر دانشگاه گرديد و البته دانشگاه رانندگان و تعاونی طرف قرارداد را مقصر معرفی کرد ولی دانشجويان قانع نشده و در دانشگاه تحصن کردند که با وعده های رييس دانشگاه که اين حادثه ديگر تکرار نخواهد شد تحصن خاتمه يافتگفتنی است که استفاده از اتوبوس های درون شهری برای سفرهای برون شهری وبرای جاده های پر خطری که حتی تردد با اتوبوس بين شهری نيازمند مجوز از راهنمايی و رانندگی است برای سومين بار است که اتفاق می افتد و آخرين بار ترمز يکی از اين اتوبوس ها در سرازيری جاده ی کوهستانی دچار نقص شد که باز هم به خير گذشت که هر بار به دلايلی با تر ساندن دانشجويان مانع اعتراض آنها شدندتحصن همچنان در صحن دانشگاه و مسجد دانشگاه ادامه دارد و دانشجويان با وعده های رييس دانشگاه که خاطيان را برکنار می کند قانع نمی شوند و خواستار توضيح قانع کننده ای هستند که چرا برای چندمين بار رييس داشگاه با سوء مديريت خود جان دانشجويان را به خطر می اندازد. به نقل از سایت روشنگری

1 نظرات:

ناشناس گفت...

شما آینده سازان این مملکت هستید اگر شما را مشروط نکنند.

ارسال یک نظر

نه بر حسين بلكه بايد بر مذهبي گريست كه عالمانش پاره شدن عكس مردگان را وقيح تر از دريده شدن سينه زندگان مي دانند!