بيانيه جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران در سالگرد18 تير78

حدود 11 سال از18 تير 78 ميگذرد و هرچه ايام پيش ميردو ارتجاع مستبد درتلاش است سايه شوم خود را بيش از پيش بر اين سنگر آزادي بگستراند.
روزي به كوي دانشگاه حمله ور ميشود و دانشجويان معترض را به خاك و خون ميكشد و روز ديگر بسيجيان را با لباس مبدل براي مقابله با دانشجويان گسيل ميكند و نيروهاي افسارگسيخته حراست را به ياري مزدوران بسيجيان ميگيرد و روز ديگر كه از چماقداري و سركوب نا اميد و سرخورده ميشود, دوربين بر دست براي مقابله با دانشجويان ظاهر ميشود تا مگر با اين حربه آنان را مرعوب و خاموش سازد...
اين چنين مانورهاي پوشالي و اقتدار گرايانه ميدهد تا خود را قدرتمند نشان داده و پايه هاي حاكميتش را در وحشت از اين پتانسيل بالقوه استوار جلوده دهد.غافل از اينكه از همان خرادد 88 بانمان تيشه اي است بر ريشه سست و بي بنياد خويش.
... اكنون عليرغم قدرت نمايي هاي پوشالي مبني بر طرحهاي سركوب و مقابله با بد حجابي و گسيل نيروهاي امنيتي براي مقابله با معترضين اجتماعي و سركوب دانشجويان بايد اذعان كرد با رو شدن شقه و شكاف عميق در راس حاكميت و بارز شده آن در 14 خرداد و بعد از تصويب قطعنامه ها بر عليه سيستم كشتيراني و نظامي دولت و تحريم هاي نفتي كه در آمد بلا فصل آن نصيب سپاه پاسداران و هزينه سركوب و ستيستم امنيتي ميشود, اين دولت كودتاست كه در گرداب ضعف و درماندگي و حضيض دلت به سر ميبرد كه نه راه پيش دارد و نه راه پس.
در شرايطي كه كشتي ارتجاع مستبد در غرقاب بحرانها رو به انحطاط است , برماست بارد يگر در سالگرد 18 تير درحماسه كوي دانشگاه با فردياد مرگ بر اصل ولايت فقيه پايه هاي آنرا به لرزه اندازيم و تيشه را بر بنياد بي پايه و فرتوت ولايت محكم تر زنيم.
براي آنان كه در جهت تحقق آرمانهايشان عزمي بازگشت ناپذير دارند, فلسفه حركت, خبر” آزادي” نبوده و نيست.
پس همسنگر, فرياد كن: زنده باد آزادي - مرگ بر ديكتاتور
سوره توبه:
قَاتِلوُ هُم يُعَذِِّبهُمُ اللهُ بَايديكُم وَ يُخزِهِم وَ يَنصُركم عَلَيهِم وَ يشفِ صُدُوَر قَومٍ مُو?منينَ(14)
شما اي اهل ايمان با كافران به قتال و كارزار برخيزيد تا خدا آنان را به دست شما عذاب كند و خوار گرداندو شما را بر آنها منصور و غالب نمايدو دلهاي (پر درد و غم) گروه اهل ايمان را (به فتح و ظفر بر كافران)شفا بخشد

خودکشی یک دختر 16 ساله به خاطر فقر مالی در پیرانشهر

خودکشی یک دختر 16 ساله به خاطر فقر مالی در پیرانشهر
یک دختر جوان پیرانشهری به نام شیوا. ش ، در زیر زمین خانه ای که در آن مستأجر بودند اقدام به خودکشی نمود .
گفته می شود این دختر 16ساله به خاطر فقر مالی همراه مادرش مشغول به کار بوده است.
درنوشته ای که ازشیوا به جا مانده دلیل پایان بخشیدن به زندگی اش را نارضایتی از وضعیت خود و عدم علاقه به ادامه ی زندگی اعلام شده است .
آژانس خبری موکریان

میلاد ابراهیمیان آزاد شد

بر حسب اخبار دریافتی میلاد ابراهیمیان فعال دانشجویی ، حقوق بشر و همچنین یکی از اعضای مجمع روحانیون خط امام ، با قید وثیقه از زندان اوین آزاد شده ، اما متاسفانه هیچ گونه تماسی با هیچ یک از دوستان خود نگرفته است.تلفن منزلش را پاسخ نمی دهد و موبایل هایش همچنان خاموش هستند. پست های ارسال شده میلاد ابراهیمیان در فیس بوک شخصی اش حذف شده اند و تنها یک اسم و یک پروفایل خالی بر جای مانده است.
میلاد عزیز ، دوست خوبم ، آزادیت مبارک
بهترین ها را برایت آرزومندم

مادر مجید توکلی: هیچ سیاستمداری نمی خواهد صدای بیمار پسرم را به گوش دادستان برساند؟

مادر مجید توکلی نسبت به وضعیت خطرناک این دانشجوی زندانی که در سلول انفرادی اعتصاب غذا کرده است ابراز نگرانی کرد و گفت: پسر من نه هنرمند است و نه سیاستمدار، دنیا او را نمی شناسد که برای اعتصاب او گریه کند، گریه های ما را هم که کسی نمی بیند. فکر نمی کنم هیچ سیاستمداری هم خبر اعتصاب او را شنیده باشد. اعتصاب غذای مجید مادر این دانشجوی زندانی در گفتگو با جرس، یادآورشد: مجید توکلی را بنا به دلایل نامعلومی به سلول انفرادی منتقل کرده اند و مجید هم در اعتراض به این اقدام اعتصاب غذا کرده است، پسرم مقاوم است اما من یک مادر هستم ، در برابر رنجی که پسرم می کشد مقاومتی ندارم، کاری هم از دستم بر نمی آید جز آنکه به مسوولان بگویم، این رسمش نیست که با دست خودمان تیشه به ریشه جوانان این کشور بزنیم و آنها را نسبت به همه چیز بدبین کنیم. هیچ کس صدایش را نمی شنود؟ وی در خصوص اینکه اخیرا صدای اعتراض و اعتصاب غذای جعفر پناهی و محمد نوری زاد به گوش دادستان تهران و دینا هم رسیده است، می گوید: پسر من یک دانشجوی معمولی است که ظاهرا نه هیچ سیاستمداری دلش می خواهد صدای بیمار پسرم را به گوش آقای دادستان برساند و نه خود دستگاه قضایی صدای یک مادر را می شنود که ماه ها چشم انتظاری کشیدم و کلمه ای به رسانه ها نگفتم، اما دیگر چاره نمی بینم که از مردم مدد بخواهم تا به داد ما برسند. هنر مجید مادر این زندانی سیاسی ادامه داد: مجید توکلی هنرمند نیست اما همه هنرش این بود چون حرف خلاف قانونی نزده بود پای حرف هایش ایستاد. حالا هم دارد تاوان همین ایستادگی اش را پس می دهد. وی گفت از دیروز که از زندان مطلع شدیم مجید در اعتصاب غذا است، دنیا برایم تیره و تار شده است.از صبح که بیدار شده ام لب به غذا نزده ام، من هم اینجا در خانه دورافتاده خودم اعتصاب غذا کرده ام. عدالت شان کجاست؟ مادر مجید توکلی که تا کنون نزدیک به پنج ماه است موفق به دیدار با فرزند خود در زندان نشده است، در پاسخ به پرسشی در خصوص دیدار سه کوهنورد آمریکایی زندانی در اوین با مادران شان، گفت: خبر را از رادیو شنیدم. دلم نمی خواهد هیچ مادری در هیچ جای دنیا از فرزندش دور باشد. خوشحالی مادران آمریکایی، خوشحالی من هم هست اما دلم به درد می آید وقتی می بینم به مادران آمریکایی اجازه می دهند با فرزندان خود در یک هتل دیدار کنند، اما همین حق را از مادران ایرانی محروم می کنند. کسانی که مادران آمریکایی را خوشحال کرده اند،عدالت شان کجاست که به مادران ایرانی هم نظری کنند. بیماری ریه مجید وی از بیماری ریه مجید توکلی ابراز نگرانی کرد و گفت: اعتصاب غذای خشک و نرسیدن آب به بدن برای کسی که بیماری ریه دارد، خطرناک است و بیمار را دچار حمله های عصبی شدید می کند، مجید برای بیماری خود به درمانگاه اوین رفته است و پزشکام اوین بهتر از هرکسی می دانند که حال مجید مساعد نیست. فقط کروبی تماس گرفت وی با اشاره به تماس تلفنی شیخ مهدی کروبی گفت: تنها کسی که تماس گرفته است و به یک مادر دلداری داده است، آقای کروبی بود و امیدوارم به زودی شاهد باشیم که دیگران هم به داد ما برسند و نگذارند آه یک مادر دامن شان را بگیرد. سلامتی اش را برگردانید مادر مجید توکلی درپایان در حالی که قادر به ادامه گفتگو نبود با صدایی شکسته خطاب به مسوولان دستگاه قضایی گفت: تا دیروز التماس می کردم فرزندم را آزاد کنید، جوابم را گرفتم، به جای آزادی ، سلول انفرادی را نصیب یک دانشجوی بی پناه کرده اید چون می دانید مجید نه پشتوانه سیاسی دارد و نه پشتوانه بین المللی که صدای اعتراض و اعتصاب غذای او را در دنیا فریاد بزنند، خواهشمندم فرزندم را به همان زندان برگردانید، کاری کنید حداقل اعتصاب عذایش را بشکند. حالا که از عدالت شما سهمی به مادران ایرانی نمی رسد، من هم آزادی پسرم را از شما نمی خواهم، سلامتی اش را به ما برگردانید.

استمدادنامه فرزندان خانم آشتیانی، متهم محکوم به سنگسار

نگذارید مادرمان را سنگسار کنند امروز دست ياري به سوي همه مردم دنيا دراز ميکنيم. پنج سال است که بدون مهر مادري و با ترس و وحشت زندگي ميکنيم. آيا دنيا آنچنان ظالم است که ميتواند اين فاجعه را ببيند و راحت از آن عبور کند ؟ما فرزندان سکينه محمدي آشتياني هستيم. فريده و سجاد محمدي آشتياني. از سنين نوجواني با اين درد آشنا شديم که مادرمان در زندان است و ما منتظر يک فاجعه نشسته ايم. راستش کلمه سنگسار٬ به خودي خود چنان ترسناک است که ما سعي ميکنيم هيچگاه از آن استفاده نکنيم. ما ميگوييم٬ مادرمان در خطر است٬ مادرمان ممکنست کشته شود و مادرمان از همه انتظار دارد کمکش کنند. امروز که تقريبا همه راهها به بن بست رسيده و وکيل مادرمان ميگويد وضع مادر ما خطرناک است٬ به شما متوسل ميشويم. به مردم دنيا متوسل ميشويم٬ فرق نميکند رنگ پوستشان چيست و يا در کدام کشور و شهر زندگي ميکنند٬ به شما مردم ايران٬ به همه کسانيکه درد و زخم اينرا چشيده اند که کشته شدن يک عزيز خانواده چقدر وحشتناک است٬ متوسل ميشويم. کمک کنيد مادر ما به خانه برگردد! ما به ويژه دست ياري بسوي ايرانيان در همه جاي دنيا دراز ميکنيم. کمک کنيد اين کابوس متحقق نشود. کمک کنيد مادر ما نجات پيدا کند. واقعا توضيح دادن لحظه ها و ثانيه هاي زندگي ما بسيار سخت است. کلمات در مقابل اين وحشت ٬ گويايي خود را از دست ميدهند… کمک کنيد مادر ما نجات يابد. نامه بنويسيد و از مقامات بخواهيد او را آزاد کنند. بگوييد که او هيچ شاکي خصوصي ندارد و کاري نکرده است. مادر ما نبايد کشته شود. آيا اين حرف را کسي هست بشنود و به ياري ما بشتابد. فريده و سجاد فرزندان سکينه محمدي آشتياني نوشته شده در jahanezanan

نامه آيت الله بروجردي در تير ماه 1389

جدایی دیانت از سیاست
سلام ِ سوخته سينگان اوين بر خالقي که جز زيبايي و لطافت و مهرورزي نيافريد. درود بر پيامبراني که ماموريتي غير از اعلام عشق و محبت و صميميت نداشتند. ادب به ايران زمين عزيز که شاهد سخت ترين تبعيض ها، ظلم ها و جنايات بي نظير است. احترام به تاريخ معاصر که ضابط بي اعتباري ها، بي حرمتي ها و بي آبروئي هاي تحميلي شريعتمداران آدمخوار به ساحت مقدس ربوبي است. به راستي که اديان و مذاهب توحيدي را خالي از تصرف و تبصره دنيا طلبان دين فروش مي يابيد كه هرگز کامتان با فشارها و تهديدها و شکنجه هاي روحي و جسمي، تلخ نمي گردد . حتي وعده جهنم و عذابش نيز در سايه شفاعت کريمانه ايزدي، مبدل به بهشت مي شود. در قصص انبيا، اقيانوس رأفت و نوازش معبودمان مشاهده مي شود که چسان بندگان را در آغوش کرامت و رفاقت، نوازش مي کند. آنگاه که ديانت با سياست آميخته مي شود، فرصتهاي نيرنگ و فريب و جنايت، پديدار و خداي پاکي ها، خوبي ها و شادي ها، تبديل به غول آزار، اذيت و خشونت مي گردد و آهنگ غم انگيز « يخرجون الناس من دين الله افواجا » بر بستر تقويم زمان نواخته مي شود. اي کاش مرده بوديم و چنين ايام اسفناک و رقت باري را نمي ديديم. ديني که رهبرش با پيروان ساير اديان در صداقت و دوستي بود تا جائيکه به عيادت يهودي مجاور منزلش مي رفت ! پيامبري كه قاتل عموي خود را که پشتوانه اش بود و سپاهش را قوت مي داد، بخشيد و در فتح مکه، شعارش (( اليوم يوم المَرحَمَه )) بود و در حاليكه اهل آن شهر بارها در جنگها از اقوام و يارانش کشته بودند ولي همه را نسيم عطوفت داد و خانه پيشواي مشرکين حجاز را مأمن کفار کرد و ابوسفيان را آزادي و استقلال و اختيار داد تا همه گونه توطئه و تخريبي را ادامه دهد ! آئيني که مقتدايش در منبر از حضار مي خواست تا او را عفو کنند و چنانچه ناخواسته به آنها ستم کرده، قصاص نمايند! حالا چطور بپذيريم که اين اسلام، ميرغضب شده و پوست از سر طرفداران خويش مي کند و خفقان را به گونه اي گسترده تا جائي که هر کس به عوامل دست چندم دين دولتي هم اعتراض کند به عقوبتي وحشتناک مي رسد ؟! من بارها از زعما و تئوريسين هاي مذهب سياسي خواسته ام در يک مناظره زنده تلويزيوني مستندات خود را ارائه دهند و ما نيز براهين روشن و ادله قاطع خويش را عرضه داريم تا دنيا بهتر قضاوت کند و خداي غفورمان از جايگاه اتهام اين سي و يک ساله خارج گردد. آري؛ التقاط جمهوريت با اسلاميت، يک ايده نفساني و شهواني بوده و اين پديده مادي و دنيوي، هميشه به استحاله عمومي معاصرين منجر شده است . همانطوريکه در سرگذشت بني اميه و بني عباس، طيف عظيمي از مسلمين به کفر و يا ساير اديان گرويدند و امروز نيز اگر سرنيزه استبداد ديني از کشور کنار برود خواهيد ديد که ثمره آميختن ظالمانه ديانت با سياست، جز تخليه کامل ميهن از خداپرستي و معنويت نبوده است. سيد حسين کاظميني بروجردي

زنی را می شناسم من - شعری زیبا از سیمین بهبهانی

تایید سه سال حبس برای ابوالفضل قاسمی، بازداشتی روز عاشورا

حکم سه سال حبس تعزیری ابوالفضل قاسمی از بازداشتی های روز عاشورا تایید شد. 
به گزارش خبرگزاری ها، ابولفضل قاسمی که فوق لیسانس خود را در رشته حقوق عمومی از دانشگاه علامه گرفته و در حال حاضر کاآرموز وکالت است، ظهر عاشورا در میدان انقلاب دستگیر و به زندان اوین منتقل می شود. چندی پیش قاضی مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب او را به جرم فعالیت تبلیغی علیه نظام،تبانی و اجتماع به قصد برهم زدن امنیت ملی و توهین به رهبری به تحمل سه سال حبس محکوم کرد و پرونده اش در مرحله تجدید نظر در شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب تایید شد. هم اکنون ابوالفضل قاسمی در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد.

آزادی موقت عمادالدین باقی به علت مشکلات جسمی

کار کردن دو عضو یک خانواده ممنوع!

عضو كمیسیون حقوقی مجلس: وقتی زن سر كار می‌رود، خرج اضافی به وجود می‌آید شهرزادنیوز: موسی قربانی، عضو کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس، با ارائه‌ی یک راه حل بدیع برای مشکل بیکاری خواهان وضع قانونی شد که اشتغال دو نفر از یک خانواده را ممنوع کند. به گفته ی وی در برخی از خانواده‌ها زن، مرد و فرزندان کار می کنند و در خانواده های دیگر همه بیکارند و اگر از هر خانواده تنها یک نفر سر کار برود، مشکل بیکاری در ایران حل می شود. قربانی در پاسخ این پرسش خبرنگار ایلنا که: اگر فقط یكی سر كار برود چرخ زندگی نمی‌چرخد، گفت: “اتفاقا خیلی خوب چرخ زندگی می‌چرخد، این تصور شما اشتباه است. اتفاقا وقتی زن سر كار می‌رود، خرج اضافی به وجود می‌آید. وقتی زن سر كار می‌رود، آن وقت باید كلی پول كودكستان بدهند برای بچه خانواده. باید غذای آماده بخورند، كه این خودش كلی خرج دارد.” وی سپس به الگوی عربستان سعودی اشاره کرد و افزود: “من چند وقت پیش رفته بودم مكه. وقتی به عربستان می‌روید یك كارمند زن نمی‌بینید. اگر فقط همین مساله را در ایران عملیاتی كنیم، بسیاری از مشكلات حل می‌شود.”

تقاضای بخشش رد شد /سكينه محمدي در آستانه مرگ با سنگ

زني ديگر در آستانه مرگ با سنگ است يا به عبارتي آشنا تر در انتظار تاييد يا لغو حكم مجازات رجم يا همان سنگسار. سكينه محمدي آشتياني در سال 85 به جرم قتل همسرش مورد بازجويي قرار گرفت كه حاصل اين بازجويي ها اعتراف سكينه به داشتن ارتباط نامشروع با دو قاتل همسرش شد. او در اردبيهشت ماه 1385 در شعبه 101 دادگاه جزايي اسكو در استان آذربايجان شرقي به اتهام ارتباط نامشروع با آقايان ناصر و سيد علي به 99 ضربه شلاق محكوم شد و بعد از انجام مجازات آزاد گرديد اما درست پس ازگذشت 4 ماه شعبه 6 دادگاه كيفري آذربايجان شرقي او را به اتهام زناي محصنه محكوم به سنگسار كرد. در اين چند سال دو بار سكينه درخواست عفو و بخشش داده اما هر دو بار كمیسيون عفو و بخشش استان آذربايجان شرقي آن را مردود اعلام كرده است. هفته گذشته خبر احتمال سنگسار سكينه محمدي درسايت ها پخش شد و يكبار ديگر افكار عمومي را نسبت به مرگ با سنگ حساس كرد. در حال حاضر پرونده این زن جوان در اجراي احكام دادگستري تبريز است و هر لحظه امكان دارد حكم سنگسار او اجرا شود؛ همان طور كه حكم سنگسار خيلي های ديگر از جمله جعفركياني در ميان بهت عمومی اجرا شد. حکم قضات متعصب اين پرونده نيز مانند ديگر پرونده هاي سنگسار داراي ايرادت فاحشي است. ازجمله آنكه دو نفر از پنج نفر مستشار شعبه ششم دادگاه کیفری استان به نام های کاظمی و حمدالهی عقیده بر برائت سکینه داشته اند. محمد مصطفايي، وكيل اين پرونده در گفتگو با روز مي گويد: "وقتي دو يا حتي يك نفر از مستشاران دادگاه كيفري استان نظر برعدم تاييد جرم ندارند و در مدارك موجود شك و شبهي مي بيينند نبايد متهم به مرگ محكوم شود. بايد براي ارزش جان آدم بيشتر از اينها تامل كرد و نبايد به راحتي جان آدم را با چنين مرگي گرفت." مصطفايي با اشاره به آنكه دو بار سكينه درخواست عفو وبخشش داده و هر دوبار مورد قبول واقع نشده افزود: "به نظرم برخي قضات شهرهاي كشور داراي تعصبات خاصي هستند، تعصباتي كه نقشی جدي در سرنوشت پرونده ها بازي مي كند. تعصبات قضات از قتلي كه اتفاق افتاده از يك طرف و داشتن ارتباط نامشروع سكينه با قاتلان همسرش از سوي ديگر آن ها را متعصب كرده و نمي گذار د كه داوري درستي داشته باشند. سكينه به دليل رابطه نامشروع به 99 ضربه شلاق محكوم مي شود و مجازاتش را هم مي كشد اما چرا وقتي چند ماه از مختومه شدن پرونده مي گذرد دوباره به اتهام زناي محصنه محكوم مي شود؟ مگر اولين شعبه دادگاه از مجازات رابطه نامشروع خبر نداشته است؟" به دنبال چهار شاهد عادل ! سكينه محمدي در حالی در انتظارسنگسار زندگيش را در زندان تبريز مي گذراند، كه بيرون از زندان هيچ شاكي خصوصي ندارد و دو فرزندش نيز حكم به برائت مادر داد ه اند. او نيز مانند خيلي از زنهاي ديگر محكوم به سنگسار در بازجويي ها به زنا اقرار كرده، اما جلوي قاضي اقرارش را پس گرفته و اعلام كرده در شرايط خاص بازجويي مجبور به اقرار شده است. آسيه اميني، روزنامه نگار ي كه در زمينه تحقيق و نوشتن گزارش سنگسار در سال هاي اخير فعال بوده است در گفتگو با روز مي گويد:‌ "مهمترين سئوال درباره تمام پرونده ها ي سنگسار از جمله پرونده سكينه اين است كه با چه ادله اي مي توان اتهام زنا در دادگاه را ثابت كرد؟ براساس قانون مجازات اسلامی، نياز به چهار شاهد عادل است که خود صحنه وقوع عمل را از نزدیک و به صورت کامل مشاهده کرده باشند. یا اینکه شخص خودش چهاربار و به صورت خودخواسته به این عمل اعتراف کند. حالا چطور اين چهار شاهد پيدا مي شوند؟ خود اين قانون، که ریشه در منابع شرعی دارد، آيا گواه اين نيست كه شرع مي خواسته به نوعي راه اثبات اين جرم بسته شود؟ در حالی که اگر دقت كنيم حكم هايی كه داده مي شود، همگي براساس منابع فقهي مجاز كننده است و نه منع كننده." آسيه اميني با اشاره به اينكه هيچگاه نمي توان چهار شاهد عادل را همان طور كه فقه توضيح داده پيدا كرد می افزاید: "اين ايراد همچنان بر دادگاه ها وارد است و دادگاه ها نيز فقط با علم قاضي پيش مي روند در حاليكه خيلي از حقوقدانان معتقدند علم قاضي دليلي براي اثبات عمل زنا نيست. همچنين اقرار متهماني كه من درباره شان تحقيق كردم همگي تحت فشار در زندان ها انجام گرفته است كه به اين شكل از وجاهت قانونيش كاسته مي شود." عملكرد بي تاثير نمايندگان مجلس هشتم سكينه محمدي در راس ليست محکومان به سنگسار است، اما زنان ومردان ديگري محكوم به سنگسار در شهرهاي مختلف ايران به اميد تغيير در حكم وقانون مجازات روزگار مي گذرانند. در ميان بحبوحه اعتراض هاي بين المللي به سنگساردر ايران، تنها اقدام انجام گرفته حركت نمايندگان مجلس هشتم است كه از پيش نويس لايحه مجازات اسلامي ماده سنگسار را حذف كرده اند. حالا سئوال اين است كه آیا حذف اين ماده مي تواند در خاموش كردن سنگسارها موثر باشد؟ آسيه اميني اما نظر مخالفي دارد ومي گويد:‌ "هيچ تاثيري نخواهد داشت چون طبق ماده 43 قانون اساسي در مواردي كه قاضي هيچ منابع قانوني براي داوري ندارد مي تواند به استناد منابع فقهي حكم بدهد. بنابراين حذف اين قانون هيچ اتفاق خاصي را به دنبال نخواهد داشت. نمايندگان مجلس در واقع باحذف اين قانون از خودشان دربرابر نگاه بين المللي رفع تكليف كرده اند بدون آنكه كمكي براي تغيير شرايط چنين مجازات هاي كرده باشند. دليلش هم گفتگو هاي خود نمايندگان بعد از حذف سنگسار در لايحه است. آنها گفتند: حدود الهي قابل حذف نيستند ازجمله حد رجم اما چون چنين حكمي بسيار نادر است و بار بين اللمللي سياسي آن بسيار بالا است ما ترجيح مي دهيم اين ماده حذف شود." اين فعال حقوق زنان با اشاره به اينكه عملكرد نمايندگان مجلس، مسئله را حل نكرده بلكه فقط صورت مسئله راپاك كرده مي گويد:‌ "هيچ گام مثبتي هنوز برداشته نشده.سكينه و زنان ديگر در ترس قطعي شدن حكم خود روزگار مي گذرانند و همواره خطر اجراي آن وجود دارد. حذف اين قانون از لايحه مجازات اسلامي حتي بعد از تاييد در صحن علني مجلس هم قابل اكتفا و اجرا نيست. يعني اصلا هيچ است. فقط بعد از آن مي تواند دولت بگويد كه ما چنين قانوني نداريم اما سنگسارمثلا با شاكي خصوصي انجام مي گيرد." نیلوفر رستمی روز آنلاین

به یاد سالگرد اعدام سعید سلطان پور شاعر انقلاب

سعید سلطانپور چریک فدایی خلق ایران ، شاعر نویسنده نمایشنامه نویس و کارگردان انقلابی تئاتر که روز یکشنبه31 خرداد 1360 توسط جلادان رژیم جمهوری اسلامی اعدام شد.

آخرین شعر سعید قبل از اعدام: (جهان کمونیست ها)

گلوله ای در دهان

گلوله ای در چشم

در تکه های یخ

در سرد خانه پزشک قانونی

در شعله ی منجمد خون می تابد

شعله ای در دهان

شعله ای در چشم

در میتینگ هفدهم بهمن

در انبوه هواداران و مردم

در میان پلاکاردها

و شعارها

در گردش تفنگداران جمهوری و گله های پاسدار و اوباش

در قرق چماق و زنجیر و نارنجک

در صدای شلیک های ترس و

دشنام های جنون

.................

در میان پلاکاردها

انقلاب

با پیشانی شکسته و خوچکان می خواند

با صدای درخشان جهان

و رودخانه ها

و رفیقان جهان

جهان کمونیست را می سرایند و

می سرایند با دسته گل هایی از خون بر فراز میتینگ تاریخ

مافی نژاد از تاثیرات بسیار مخرب پارازیت می گوید

استاد الكترونيك دانشگاه فردوسي مشهد با بيان اين كه در خصوص آثار منفي انتشار امواج بر سلامت انسانها تحقيقات چنداني در كشور انجام نشده است، هشدار داد: در صورتي كه شدت امواج الكترومغناطيسي از حد مشخصي بيشتر باشد مي‌تواند بر هر نوع موجود زنده تاثيرات ناگوار داشته باشد. دکتر خليل مافي نژاد در گفت‌وگو ايسنا، منطقه خراسان، در خصوص تاثيرات امواج الكترومغناطيس از قبيل امواج تلفن همراه، دكل‌هاي مخابراتي و ... اظهار داشت: حداكثر توان تشعشع سيستم هاي ماهواره‌يي و تلفن‌هاي همراه در حدي نيست كه خطر آفرين باشد اما شدت امواجي که براي کور کردن ايستگاه‌هاي ماهواره‌اي ارسال مي‌شود خصوصا امواجي که از ايستگاه هاي زميني به صورت مستقيم پخش مي شود مي تواند ضايعات ناگواري را براي موجودات زنده داشته باشد. وي افزود: امواج الكترومغناطيسي که براي كور كردن كانال‌هاي ماهواره استفاده مي شود خسارت بالايي بر روي همه موجودات زنده دارد زيرا اين امواج به بدن انسان نفوذ مي کند اما از فلزات عبور نمي کند و مانند كانون‌هاي پر از انرژي باعث آسيب‌هاي كلي و جزئي به موجودات مي شود. اين امواج مي تواند سرطان زا بوده يا عامل بيماري هاي ناشناخته ديگري باشد. عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد افزود: هر چه مدت تشعشع اين امواج طولاني تر باشد مي توان اثرات آن را در دراز مدت در كودكان، زنان باردار و بيماران عصبي و افراد مسن ديد و امواج الکترومغناطيس مي‌تواند تاثير در امراضي از قبيل سرطان، سردرد و احساس ضعف و ... داشته باشد. وي در ادامه با اشاره به نصب دکل هاي مخابراتي در خيابان ها خاطر نشان كرد: اين دكل ها به احتمال زياد تاثيري در صدمه زدن به سلامت انسان‌ها ندارد و تمام اين دكل‌ها مطابق با استانداردهاي موجود درعلم الكترونيك است اما نمي‌توان به طور كل اين مساله را عاملي بي تاثير دانست. مافي نژاد با بيان اينکه توان آنتن‌هاي گوشي موبايل کم است، گفت: هنوز به طور کلي تاثير منفي امواج منتشر شده از تلفن همراه بر روي سلامت انسان اثبات نشده است. وي در پاسخ به اينکه آيا صحبت كردن با تلفن همراه به مدت طولاني تاثير منفي بر سلامت فرد دارد، بيان داشت: شدت آنتن‌هاي موبايل در طولاني مدت مي تواند ضايعاتي ايجاد کند ولي هنوز اثبات نشده است. مافي نژاد با تاکيد بر تعامل مسوولان با متخصصان امواج گفت: اميدوارم مسوولان مربوطه توجه کافي به خسارت ناشي انساني از امواج تشعشعي داشته باشند و با متخصصان امواج و مخابرات ارتباط برقرار کنند.

افشا شد: طرحی به نام 1414 سپاه برای تشکیل حکومت اسلامی

سپاه به دنبال پیدا سازی طرحی با نام 1414 است که این طرح حاوی برنامه استراتژیک 17 ساله برای برپایی حکومت اسلامی در ایران است. نام 1414 همان سال به ثمر رسیدن و اجرای طرح است که از آبان 86 آغاز شده است. این طرح با هماهنگی سه جانبه (دفتر رهبری و بویژه مجتبی خامنه ای / سپاه پاسداران /وزارت آموزش و پرورش) شروع شده است. دفتر استرتژیهای راهبردی سپاه در تابستان 86 بطور رسمی به دفتر خامنه ای اعلام نمود که برای پیاده سازی این روند حتما باید احمدی نژاد در دور بعدی انتخاب شود. در این نامه ذکر شده است که باید فرهنگ حکمیت و اخلاق اسلامی را از مدارس شروع و دانش آموزان را برای میان مدت و بلند مدت از نظر ذهنی و فکری آماده ساخت. اولین گام برای این موضوع همکاری با آموزش و پرورش برای استقرار روحانیت و وارد نمودن احادیث و آموزه های ولایی به مطالعات دانش آموزان و رشد این طیف سنی با این آموزه ها می باشد. در ادامه خاطر نشان میکند که جوانان کنونی جامعه با وارد شدن به حوزه اشتغال تا سال 1414 به سنین میانسالی رسیده و کودکانی که در مدارس امروز هستند در جهت اهداف حمایتی حکومت اسلامی خود مانعی بزرگ برای هرگونه ناثوابیهای اجتماعی آینده خواهند بود. از این رو سپاه با مشاوره ؛حسن عباسی ؛ طرحی را برای اجرا به آموزش و پرورش ارائه داده است که اولین گام آن همان حذف نام پادشاهان و ورود روحانیت به مدارس بوده است. در گام بعدی کهباید اجرا شود همراه با تغییرات در قانون اساسی خواهد بود . این تغییرات ریاست جمهوری یک مقام تشریفاتی محض خواهد بود (به عنوان هماهنگ کننده ) و تمامیه وزرا به عنوان اجرا کننده مستقیما زیر نظر رهبر قرار گرفته و فرمایشات رهبری را جاری و ساری میداردند. سپاه 2 نفر را در صورت برکناری و یا پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد مطرح نموده است : صفار هرندی / وحیدی (وزیر دفاع) در یکی از ملحقات گفته شده است که در راه رسیدن به این مطلوب موارد ذیل را باید فراهم نمود : 1- ایجاد بستر ای تی ملی در جهت ثبت : دارایهای منقول و غیر منقول افراد در جهت پرداخت خمس و ذکات به صورت غیر حضوری { افراد / وسایل نقلیه موتوری / منازل / مشاغل } 2- ایجاد شبکه اطلاع رسانی و دسترسی به اطلاعات داخلی مثل شبکه اینترنت ملی Old Catch - سیستمهای ناوبری / موقعیت یابی ملی 3- جلوگیری از ناتوی فرهنگی به صورت صددرصدی و ایجاد بستر لازم برای استفاده اشخاص از رسانه های داخلی و ممانعت از پوش خبری رسانهای دروغ پراکن خارجی مثل صدای آمریکا و بی بی سی و نظایر آن

پ.ن : منتظر سند و مدرک تایید کننده برای این مطلب افشا شده هستیم.

عکس بسیجی ای که به سوی مبارزین سنگ پرتاب می کرد

آن روز سنگ و گلوله از آسمان می بارید ، و خون هموطنانمان لاله ها و آسفالت سخت خیابان ها را سیراب می کردند.

شعر شمع شعری به یاد جاوید نام ندا و تمام جانباختگان راه آزادی


به یاد جاوید نام ندا و تمام جان باختگان راه آزادی
 شمع تمام لحظه های من در این آوار بی پایانِ این دورانِ سر در گم، حضور شمعِ کم جانی ست که مانده در هجوم وحشی و بی تابِ بادی سرد، که چون شلاق می کوبد دمادم بر وجودِ من...

بدون پشت و پشتیبان، بدون سرپناهی امن، می سوزم در این تنهایی شب های تو در تو و هر روز از سر نو می رسم تا مرزِ تلخِ مرگ و خاموشی از این بیداد و رقص سایه هایی منتشر آغاز می گردد، برای قتل این سوسو؛ ولی من ایستاده ام بدون وحشت از جنگی که پابرجاست... امیدی گرم درون قلب من پیداست و تا یک آن، صدا و حمله ی این باد می خوابد، دوباره شعله ام از نقطه ای کمرنگ و رو به سوگ و نابودی، حریقی سرخ می سازد، برای بودن و ماندن... برای شعله های نور افشاندن... 
 پویان م.

اطلاعیه گروهک جندالله پیرامون اعدام عبدالمالک ریگی



متن زیر تنها جهت اطلاع رسانی در این وبلاگ منتشر می شود.

اطلاعیه به شرح زیر است:
اطلاعیه جنبش مقاومت جندالله برای شهادت سرور مجاهدان و رهبر انقلابی امیر عبدالمالک( رحمة الله علیه)
بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون
ما از آن الله هستیم و به سوی او بازمی گردیم.
باری دیگر دستان جنایت پیشه و خونریز ولایت فقیه از آستین در آمد و فرزندی مومن و مجاهد و مبارز و مقاوم از دیار مظلومان و ستمدیدگان که هیچ هدفی جز عزت و آزادی مردم خود و خوشنودی پروردگارش نداشت را به شهادت رساند البته آنگونه که رژیم اعلام کرده نیست بلکه رهبر مقاومت زیر شکنجه های رژیم ولایت سفیه جان به جان آفرین تسلیم نمود و رژیم از ترس رسوائی اعلام کردند که رهبر مقاومت را اعدام کرده اند. آری پیشوای مجاهدان و سرور مبارزان و عاشق مرگ در راه حق امیر عبدالمالک بلوچ بامداد امروز به آرزوی دیرینه خود رسید و همانگونه که بارها می گفت مرگ با عزت بهتر از زندگی پر خفت و ذلت ؛ مرگ با عزت را بر زندگی پر ذلت و خفت برگزید و به سوی بهشت برین و نعمتهای الهی شتافت.
امیر عبدالمالک در سال 1361 در شهر زاهدان چشم در این جهان گشود و در از آغاز کودکی عاشق شهادت در راه حق بود و هنگامیکه در کلاس دوم دبستان درس می خواند برای نیل شهادت به سوی میدان حرکت کرد و موفق نشد و باز در دوازده سالگی عازم میدان نبرد علیه رژیم ولایت سفیه شد و مدتی در سازمان مولا بخش درخشان بود و در عمر نوزده سالگی فعالیت مستقل را آغاز نمود و جنبش جندالله را پایه گذاری نمود و بالاخره امروز پس سالها انتظار به بزرگترین آرزوی خود (شهادت) رسید و به دیدار الله تعالی شتافت.
الله تعالی می فرماید:من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر جنبش مقاومت از این جهت شهادت وی را مبارک دانسته و از سوئی این شهادت را ضایعه ای بزرگ برای امت اسلامی و جامعه اهلسنت و ملت بلوچ دانسته و شهادت وی را به همگان بویژه نزدیکان و دوستان و فدائیانش و خانوده محترم خصوصا به مادر شهداء و مجاهدین مادر عزیز امیر عبدالمالک و به برادران مجاهد رهبر جناب مولوی عبدالرئوف ریگی و حاجی عبدالغنی ریگی و عبدالستار ریگی تسلیت گفته و برای همه از پروردگار صبر و شکیبائی می طلبیم.
همچنین جنبش مقاومت شهادت امیر عزیز را محضر رهبر جدید جنبش حاجی محمد ظاهر بلوچ تسلیت می گوید و برای ایشان از درگاه ایزد منان طول عمر و توفیق می طلبد. بی شک دستگیری و شهادت رهبر مقاومت جانکاه ترین حادثه تاریخ بلوچستان و اهلسنت ایران می باشد که دل همه مسلمانان را به درد آورد و نفرت و عداوت بیشتر رژیم جهل و جور و فساد را در دلها ایجاد نمود اما از سوئی این آزمایش بزرگ الهی جامعه اهلسنت و ملت ستمدیده بلوچ را برای نبردی جدید و بزرگ آماده نمود که نبرد و جنگ در راه و جدید به مراتب سنگین تر و شدید تر از گذشته خواهد بود و این قربانی بزرگ ملت را آماده هر گونه فداکاری نمود. جنبش مقاومت جندالله باری دیگر و با تجدید عهد و پیمان با رهبر جدید حاجی محمد ظاهر بلوچ اعلام می کند با قدرت و ایمان به راه جهاد و مبارزه علیه ظلم و بیعدالتی ادامه خواهد داد و در این راستا لحظه ای هم درنگ نخواهد کرد و صفویان متجاوز و جنایتکار به سزای اعمال غیر انسانی و جنایات وحشیانه خود خواهند رسید و دیگر نبرد مثل گذشته نخواهد بود بلکه در مرحله ای جدید و با تاکتیکهای جدید خواهد بود و فرزندان ایمان و حماسه با تکیه بر خدا رژیم ترسو و بزدل ولایت سفیه را شکست خواهند داد.
عبدالمالک یک جنبش است و جنبش با اعدام از بین نمی رود و عبدالمالک یک تفکر و اندیشه است و اندیشه و تفکر با اعدام نابود نمی شود و تاریخ ثابت خواهد کرد که عبدالمالکها رژیم را نابود خواهند و پیروزی و عزت خود را جشن خواهند گرفت. امروز اندیشه و تفکر عبدالمالک بلوچستان را در نوردیده است و اگر چه او جانش را فدای آرمان کرد اما آرمانش تبدیل به آرمان ملیونها انسان شده است و این آرمان عزت طلبی و آزاده خواهی دمار از روزگار رژیم ولایت جهل و جورد درخواهد آورد. جنبش مقاومت از همه مسلمانان جهان و جامعه اهلسنت و مردم مظلوم بلوچستان می خواهد که برای علو درجات رهبر بزرگوار دعاء کنند و همچنین برای پیروزی و کامیابی فرزندان مجاهد خود که در حال نبرد با ظالمان و ستمگران هستند دعاء کنند.

نصر من الله و فتح قریب جنبش مقاومت جندالله


عبدالمالک ریگی اعدام شد

صبح امروز عبدالمجید ریگی ملقب به عبدالمالک ریگی در حضور خانواده هایی که نزدیکانشان به دست ریگی به قتل رسیده بودند ، اعدام شد.
فیلم اظهارات وی قبل از اعدام در زندان:

آیا میلاد ابراهیمیان آزاد شده است؟

سه ماه پیش میلاد ابراهیمیان توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی اش بازداشت شده و به اوین منتقل گردید.

چند روز پیش خبری مبنی بر آزادی وب در سایت گزارشگران حقوق بشر منتشر گردید. اما همچنان خبری از او در دست نیست. این خبر هنوز مورد تایید بسیاری از خبررسانی ها قرار نگرفته و حتی دوستان نزدیک وب نیز از او کاملاً بی خبر هستند.

سایت گزارشگران حقوق بشر:

http://rhairan.in/prisoners/?p=1611

از کسانی که به نحوی می توانند اطلاعی از او بدست آوردند خواهشمندم این خبر را تایید تا تکذیب کنند.

احتمال حکم اعدام برای سه همجنسگرای ایرانی

سازمان دگرباشان ایرانی( IRQR) به تازگی اخباری دریافت کرده است که حاکی از احتمال حکم اعدام برای 3 همجنسگرا و قتل یک دوجنس گرا در شهر ساری است . یکی از اعضای این سازمان اینگونه گزارش می دهد:

رضا، 23 ساله و علیرضا، 28 ساله با هم دوست پسر بودند و در یک آپارتمان اجاره ای کوچک در شهر ساری زندگی می کردند. علیرضا در دفتر معاملات املاکی پدرش کار می کرد و رضا بیشتر در خانه بود زیرا معمولا توسط افراد محله مورد تمسخر و فشار قرار می گرفت. خانواده ی آنها به شدت مخالف گرایش جنسی و ارتباط آنها با هم و به خصوص زندگی مشترکشان بودند.

در ششم خرداد 1389 نیروهای امنیتی به منزل رضا و علیرضا هجوم می آورند و آنها را به اتفاق چند نفر از میهمانشان دستگیر می کنند. همچنین کامپیوتر آنها به همراه چند مدارک شخصی دیگر با هدف یافتن شواهدی دال بر گرایش جنسی آنها مصادره می شود. میهمانان بعد از گذشت چند روز و با شهادت وجود رابطه ی عاشقانه بین رضا و علیرضا آزاد می شوند. همچنین اطلاعاتی از طریق میهمانان به دست آمده است که خانواده ی رضا یا علیرضا از شکایت داشته اند.

رضا و علیرضا به دادگاه انقلاب ساری واقع در بلوار ارتش منتقل می شوند و خبر تایید شده ای از حکم آنها تا به حال به دست نیامده است اما خبرها حاکی از صدور حکم اعدام آنها دارد.

همچنین در خردادماه 1389، حمید، چهل ساله و یکی از افراد سرشناس بازار ساری پس از تماس همسرش با پلیس، به دلیل ارتباط با یک پسر هفده ساله دستگیر می شود. حمید به تحمل 74 ضربه شلاق محکوم می شود و خبرهایی نیز از صدور حکم اعدام او نیز به دست رسیده است اما متاسفانه هیچ خبری از پسر هفده ساله در دسترس نیست.

امیرحسین، 23 ساله که دوستانش او را دوجنسگرا معرفی می کردند در اواسط خرداد ماه 1389 در حالی که با دوست دخترش شام می خورد توسط نیروهای بسیج دستگیر و به پایگاه مقاومت منتقل شد و متاسفانه در اثر ضرب و شتم زیاد در همان مکان جان باخت.

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) با محکوم کردن دستگیری و شکنجه ی دگرباشان ایرانی توسط نیروهای امنیتی از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که به این گونه فشارهای اجتماعی-حقوقی و تجاوز به حقوق فردی افراد خاتمه دهد.

همچنین از سازمان های جهانی به ویژه عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر درخواست می شود که سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR) را در انجام تحقیقات تکمیلی یاری کنند.

آرشام پارسی

سازمان دگرباشان ایرانی (IRQR)

منبع: بلاگ پسر